همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
مایکل میسون، مردی گوشهگیر در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند است که دختری را از دریا نجات میدهد و این باعث وقوع سلسلهای خطرناک از وقایع میشود که در نهایت به حملهای به خانهاش ختم میشود و او را مجبور میکند با گذشتهی پرتلاطم خود روبرو شود.
در سال ۲۰۷۵، دختری شاهد سقوط پسری مرموز با لباس رنگینکمانی از آسمان است. او از آیندهای دور و رویایی میآید که سفر در زمان در آن امکانپذیر است. او به پسر پناه میدهد و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا به او کمک کند به زمان خودش برگردد.
«وحشتناک» داستان «آن» و مادرشوهرش «مورون» را دنبال میکند که زندگی منزوی و سختی را در حاشیه جامعه سپری میکنند - اما وقتی مردی از گذشتهشان بازمیگردد، سلسله اتفاقاتی را رقم میزند که به نقطه عطفی برای «آن» تبدیل میشود.
در سال ۱۹۷۰، جیمز بلین مونی، معمار شکستخورده، و گروهش چهار نقاشی را در روز روشن از یک موزه سرقت میکنند. اما چون نگهداری نقاشیها برایشان دردسرساز میشود، مونی مجبور به فرار و زندگی مخفیانه میشود.
شکیل خان، راننده مینیتاکسی لندنی، شب تاریکی را سپری میکند - برخوردی کافکایی با یک مأمور نظارتی مرموز که در ماشینش ظاهر میشود، او را غریبه کرده است. اما آیا این مرد واقعی است یا زاییده ذهن پارانوئید و بیخواب شکیل؟ و آیا ممکن است همسر خودش باشد که او را لو داده است؟ یا حقیقت حتی تاریکتر است؟
مردی برای تخریب خانه خانوادگیاش که در جنگ به قتل رسیدهاند، برمیگردد تا آن را در جای دیگری بسازد. وقتی قاتل، یک فرمانده ارتش سرخ، او را پیدا میکند، تعقیب و گریز وحشیانهای در سراسر کشور آغاز میشود.
پس از اینکه موتور قایق گروهی از پناهندگان در دریای مدیترانه از کار میافتد، آنها توسط اروپاییهای ثروتمند نجات مییابند و به آنها در جزیرهای رویایی پناه میدهند. اما این معجزه زمانی به کابوس تبدیل میشود که ناجیان به شکارچیان بیرحم انسان تبدیل میشوند.
ادریس البا را در حالی دنبال میکند که واقعیت جرایم چاقوکشی در بریتانیا را بررسی میکند، با مجرمان، خانوادهها، مددکاران جوانان و پلیس ملاقات میکند تا این جرم را درک کند و راهحلهایی برای آن پیدا کند، از جمله گفتگوهایی با کییر استارمر و شاه چارلز.
وقتی دایانا با از دست دادن حافظه از کما بیدار میشود، او و همسرش به دنبال درمانهای تجربی در یک مرکز دورافتاده میروند. با تشدید این روند، ازدواج آنها مورد آزمایش قرار میگیرد و دایانا انگیزههای واقعی شوهرش را زیر سوال میبرد.