همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
همسری در جزیره جرسی با یک خلبان آشنا میشود و آنها عاشق هم میشوند. سپس به اسکاتلند فرار میکنند. در حین عشقبازی در ساحل، نگهبان فانوس دریایی میمیرد. این اتفاق، رویدادهای دیگری را در پی دارد.
در یک شهر کوچک و کارگری در انگلستان، نوجوانان وقت آزاد خود را صرف پرسه زدن در خیابانها و تشکیل گروههای دوستانه میکنند. در همین حین، مردی به نام آلن دارسی که خود نیز در دوران جوانی تجربهای مشابه داشته، تصمیم میگیرد با انگیزهای قوی، این جوانان را به سمت مسیری متفاوت هدایت کند. او بوکس را به عنوان راهی برای ایجاد انگیزه و هدف در زندگی آنها معرفی میکند. دیری نمیگذرد که او یک باشگاه بوکس راهاندازی میکند و با استقبال گسترده نوجوانان روبهرو میشود.
یک گروه تبهکار روسی در بریتانیا، اروپاییهای شرقی را قاچاق کرده و سپس آنها را به بردگی میگیرند؛ زنان را برای کارهای ج.ن.س.ی. و مردان را برای مبارزات غیرقانونی. این گروه با یک تاجر محلی درگیر میشوند و یک جنگ بالا میگیرد.
پس از شروع جنگ آلمان و فرانسه عده ای جوان برای شرکت در جنگ وارد جوخه هوایی لاوایت میشوند رونیلز (جیمز فرانکو) که یکی از خلبانهای موفق جنگهای هوایی میباشد در یکی از ماموریتها با دختری بنام لوسین (جنیفر دکر) آشنا میشود و...
تیم برت (دیوید همینگز)، یک معتاد به مواد مخدرِ ترک کرده، با خالهاش در ایتالیا در حال تعطیلات است. وقتی خالهاش به قتل میرسد، او تلاش میکند تا تحقیق کند. به زودی، تمام زندگی او از کنترل خارج میشود.
سگ دستوپاچلفتی به نام دوگال، یک جادوگر بدجنس را آزاد میکند. جادوگر به دنبال یافتن سه الماس جادویی است که با هم میتوانند خورشید را منجمد کنند. حالا یک حلزون، یک گاو، یک خرگوش و یک قطار، به رهبری دوگال، باید دنیا را نجات دهند.
در ۲۱ سالگی، سار از کیبوتص مذهبی خود اخراج شد و به بریتانیا گریخت. در آنجا، او با گروه کُر مردان ه.م.ج.ن.س.گ.ر.ا.ی .لندن خانواده جدیدی برای خود تشکیل داد و حالا پس از ۱۹ سال، سار به سراغ خانواده قدیمیاش میرود به امید اینکه آشتی کنند.
آنا، زنی که از مشکلات روحی و توهمات ناشی از یک حادثه دلخراش رنج میبرد، متوجه وقایع مرموز و ترسناکی میشود که برای اهالی شهر کوچک او اتفاق میافتد. این حوادث باعث میشود که او در پیدا کردن فردی قابل اعتماد برای کمک گرفتن دچار تردید شود.
یک مأمور اطلاعاتی آمریکایی که در به دام انداختن یک قاچاقچی بزرگ مواد مخدر ناکام مانده، تصمیم میگیرد برای از بین بردن او یک قاتل حرفهای استخدام کند. اما این قاتل، دوست قدیمی خود او از آب در میآید.
داستان این فیلم در ارتباط با گروهی از دانشمندن میباشد که سعی میکنند تا با فضاپیمایی به عمق زمین نفوذ کرده و با منفجر کردن بمب اتمی هسته زمین که بر اثر حادثه ای نامعلوم از حرکت استاده را , به حرکت انداخته و زمین را نجات دهد و
برنی، مردی الکلی و خودویرانگر، مسئولیت نگهداری از خواهرزادهاش وینی را بر عهده میگیرد. او با رفتار خود باعث آزار و رنجش اطرافیانش میشود و وینی نیز اغلب به حال خود رها شده و تنها میماند.
«قسمت اول سهگانه تأثیرگذار بیل داگلاس به دوران بزرگ شدن او در فقر، در اسکاتلندِ اوایل دهه ۴۰ میلادی بازمیگردد. سینما تنها راه فرار او بود و پول آن را با پس دادن شیشههای مربای خالی به دست میآورد. این گریز از واقعیت، در این برهه از زندگیاش، زمانی که هشتساله بود و با برادر ناتنی و مادربزرگ بیمارش در فقر زندگی میکرد، به وضوح منعکس شده است.»