همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
در سال 1920 گروهی از کارگران پاتاگونیا با تشکیل گروه های اعتراضی و سوسیالیستی به دنبال راه اندازی یک اعتصاب دسته جمعی برای اعتراض به وضعیت معیشتی شان هستند که این اتفاق منجر به نزاع بین دولت و معترضان می شود.
تئو، یک بیگانه از سیاره سااوراسیا ، عاشق بازی و شوخی با پدربزرگش اولدوک است. در سفر به زمین با دو نفر آشنا می شود که اهمیت دوستی را به او نشان می دهند...
مردی که از اسپانیا به آرژانتین سفر میکند تا تعطیلات را در خانه خانوادگیاش بگذراند، جایی که به یکی از دوستان دوران کودکیاش علاقهمند میشود. اما رابطهشان پر از سوءتفاهم است زیرا سعی میکنند آن را از خانواده و دوستان پنهان کنند.
کِین، شمشیرزنی هراسانگیز، از سرزمینهای بایر و بیآب و علف عبور میکند و به شهری میرسد که در آن دو دشمن سرسخت و دیرینه، بیوقفه برای کنترل تنها چاه آب شهر در حال ستیز و جنگ هستند.
در اجلاس صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و تظاهرات ناراحت کننده مادرید، مانند دیگر پایتخت ها، شرکت بزرگ دکیا مصاحبات را نگه میدارد تا یکی از 7 متقاضی را جذب کند...
یک زوج مسن در آخرین روز زندگی مشترکشان در خانهای که قرار است ترک کنند، تلاش میکنند تا دوباره به هم نزدیک شوند اما موفق نمیشوند. جدایی آنها همراه با احساسات پیچیدهای از جمله غم، اندوه و ناامیدی است.
دو پسر محراب که در یک کلیسای کوچک در وسط جنگل زندگی می کنند. آنها تحت تعلیم پدر روبرتو، کشیشی مسن که مربی آنها بود، رشد کردند. اکنون در پایان عمرش باید از او محافظت و مراقبت کنند. ...
اسماعیل گوزمان، یک محیط بان پرمشغله، هر روز در یک کوه گشت می زند و به دنبال شکارچیان غیرقانونی می گردد. اورلاندو ونیک مالک مزرعه و شکارچی است. هر دو به روش خود به کوه احترام می گذارند، اما استفاده ای که از آن می کنند آنها را در مکان های متضاد قرار می دهد...
مارتین 19 ساله آرژانتینی دچار مصرف بیش از حد مواد مخدر تقریباً کشنده شده است. پس از آن مادرش او را به مادرید می فرستد، جایی که پدر کارگردانش (که مارتین نیز نامیده می شود) با معشوقه بسیار جوان ترش آلیسیا و دوست بازیگر دانته زندگی می کند...