همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
چیارا، دختر یک بازیگر معروف، تصمیم میگیرد تا حد امکان شبیه پدرش شود و با تقلید از رفتار و ظاهر او، به قدری در این نقش فرو میرود که دیگران او را با نام پدرش صدا میزنند.
زنی مرموز با مردی که دخترش کشته شده و اکنون به دنبال انتقام است، همکاری میکند. آنها با هم اعضای یک سازمان را میربایند و شکنجه میدهند تا بفهمند واقعاً چه اتفاقی افتاده است.
این فیلم داستانی واقعی از دو برادر را روایت میکند که سالها در دل جنگل و به دور از تمدن، همچون حیوانات وحشی زندگی کردند. میشل، یکی از این دو برادر، پس از بزرگ شدن به شمال کانادا سفر میکند تا برادر گمشدهاش، پاتریس را بیابد.
ترزا، زن میانسالی است که به دلیل شرایطی خاص، تابستان را مجبور میشود با مادرش زندگی کند. این همزیستی اجباری باعث ایجاد تنش و در عین حال فرصتی برای نزدیک شدن و شناخت بیشتر مادر و دختر میشود.
این فیلم کمدی ماجراجویی، خانواده بدن را در یک سفر هیجانانگیز به جزیره کورسیکا همراهی میکند. ماریا و کریستین بدن، شخصیتهای اصلی این فیلم، برای حل یک معمای مرموز و ماورایی به این جزیره سفر میکنند. این فیلم با ترکیب طنز گزنده و عناصر ماورایی، تجربهای متفاوت و لذتبخش را برای مخاطبان فراهم میکند.
یک خواننده پاپ سابق برای بازسازی یک هتل قدیمی و ویرانه به شهر کودکیاش برمیگردد. این هتل که زمانی بسیار مجلل بوده، نشانههایی از تاریخچهای دارد که تحت سلطه آمریکا بوده است.
ملیسا، یک مامور زندان، به کورسیکا میرود و در زندانی متفاوت مشغول به کار میشود. او با زندانی جوانی به نام ساوریو دوست میشود. پس از آزادی ساوریو، او از ملیسا کمک میخواهد.
واتاکو معشوق خود، کیمورا را در یک سانحه رانندگی در توکیو از دست می دهد. او مصمم است که به زندگی عادیاش برگردد، بنابراین دردش را پنهان میکند و زندگی را با همسرش ادامه میدهد. با این حال، یاد کیمورا او را آزار میدهد و او را مجبور میکند تا با اندوه عمیقی که سعی کرده بود آن را پنهان کند، روبرو شود.
یک پسر و پدرش که از دست پلیس فرار میکنند، مجبور میشوند در اردوگاهی تابستانی برای جوانان دارای معلولیت پناه بگیرند. آنها خودشان را به عنوان یکی از ساکنان اردوگاه و مربی او جا میزنند. این ماجراجویی نه تنها آغازگر دردسرهای جدیدی برای آنها میشود، بلکه تجربهای انسانی عمیق و شگفتانگیز را برایشان رقم میزند که زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
بومیان کونا ساکن جزایر گونا یالا در پاناما، در پی مطالبهی حق مالکیت یک فیلم مستند ساخته شده در سال ۱۹۷۵ هستند که زندگی جامعهی آنها را به تصویر میکشد، با این حال این فیلم هرگز به آنها نمایش داده نشده است.
گروهی از معدنچیان، در سفری اکتشافی به همراه یک پروفسور، راهی اعماق معدن میشوند. ریزش معدن، راه بازگشت آنها را مسدود میکند. در حین کاوش در معدن، به طور اتفاقی مقبرهای باستانی را کشف میکنند و ناخواسته، موجودی خونخوار را از خواب بیدار میکنند.
این فیلم به تمثیل معروف غار افلاطون اشاره میکند و با طرح این پرسش که اگر یکی از زندانیان این غار، به ویژه کودکی هفت ساله به نام جی، بتواند آزاد شود، چه اتفاقی خواهد افتاد، به ابعاد جدیدی از این تمثیل میپردازد.
این فیلم، زندگی روزمره گروهی از افراد را که شامل فعالان اجتماعی، اشغالگران، آنارشیستها، کشاورزان و کسانی که توسط دولت به عنوان "اکو تروریست" شناخته میشوند، توصیف میکند.