همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
این یک داستان عاشقانه بامزه، تلخ و غیرمعمول است؛ روایتی از دو شخص که در مرز زندگی قرار دارند. آنها از طریق ارتباطی غیرمنتظره، هدف و عشقی را مییابند و از تاریکی میگریزند تا به سوی نور حرکت کنند.
نائومی پس از مرگ فرزندش افسرده میشود و شوهرش از او دور میشود. شوهرش برای احیای زندگی مشترکشان، او را به بیرون دعوت میکند و با زن مرموزی آشنا میشوند. نائومی در نهایت در یک رابطه چندگانه دروغین گرفتار میشود.
هاکان براکان برای داشتن حیوان خانگی باید مسئولیتپذیری خود را ثابت کند. او در اردوی پیشاهنگی با دزدان و یک نقشه گنج روبرو میشود که او را به غارهای خطرناک میکشاند.
معلم اهل بروکسل، آمال، با وجود خطرات، اشتیاق دانشآموزان را برای مطالعه و آزادی بیان تشویق میکند. رویکرد جسورانه او بر دانشآموزان و خانوادهها تأثیر میگذارد.
مادر و دختران برای ادای احترام به پدر فوت شدهشان، در مسابقه ماراتن شرکت میکنند، اما عدم آمادگی آنها، چالشهای زیادی را برایشان به همراه دارد و روابطشان را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
زمانی که رومینا از خیانت همسرش باخبر میشود، برای حل مشکل به سراغ رمال شهر میرود و از او معجون عشق میگیرد. اما به نظر میرسد این معجون روی همه به جز همسرش اثر میگذارد.
بعد از اینکه مالکوم از سرنیتی خواستگاری میکند، سرنیتی او را برای تعطیلات به خانهشان میبرد تا با خانوادهاش آشنا شود. فضای جشن و تعطیلات برقرار است، تا اینکه آنها متوجه میشوند دنزل، دوستپسر سابق سرنیتی، پس از آتشسوزی خانهاش، با خانواده او زندگی میکند. رقابتی بین مالکوم و دنزل شکل میگیرد که در نهایت به یک نبرد هوشمندانه و خندهدار در طول تعطیلات آخر هفته منجر میشود.
زوجی آمریکایی که قصد فرزندخواندگی دارند، در تعطیلاتی پردردسر در روستاهای ایتالیا، بدون دسترسی به حمل و نقل و آشنایی با زبان، با مشکلات رابطهشان دست و پنجه نرم میکنند.
دیوید روزنائو، که از مدیریت مراسم تدفین به نگهبانی زندان و کارآگاهی مخفی رسید، پس از یک حادثه نزدیک به مرگ، به کشیشی روی آورد و زندگیهای بسیاری را تحت تأثیر قرار داد.
تیارا یک اینفلوئنسر نوظهور در رسانههای اجتماعی است که پس از انتشار ویدئویی از مشاجره بین خود و مردی که با او قرار میگذاشت، به سرعت مشهور شد. تیارا برای اینکه بتواند محبوبیت خود را در رسانههای اجتماعی حفظ کند، دعوتی را میپذیرد که برای ملاقات با مردی به نام جوزیا به آنجا برود.
داستان این فیلم در مورد این است که چگونه دونالد ترامپ جوان تجارت املاک و مستغلات خود را در دهه 1970 و 80 در نیویورک با کمک وکیل بدنام روی کوهن آغاز کرد.
گذشته و حال به طرز مرموزی با هم برخورد میکنند، زیرا یک هنرمند در حال مبارزه با احساس گناه در مورد اتفاقی که برای عشق اولش افتاده است، دست و پنجه نرم میکند.