همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
دختری که والدین خود را از دست داده است، از یک آیین شیطانی رهایی مییابد و به مؤسسه سنت کاترین که پناهگاهی برای جوانان بیسرپرست است، منتقل میشود. او در این مکان، ضمن فراگیری مهارتهای تازه، باید با اهریمنهایی که او را دنبال میکنند، مقابله کند.
جوبا و کوینسی، زوج ثروتمند بروکلینی که به خیریه اهمیت زیادی میدهند، با چالشی از سوی دوستی روبرو میشوند که نوعدوستی آنها را زیر سوال میبرد. این چالش منجر به پذیرش دعوتی میشود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
دنی، سربازی بیخانمان، در دوبلین با ویل، نوجوانی فراری از یک باند مواد مخدر، ملاقات میکند. این دیدار هر دو را به رویارویی با گذشته و مقابله با مشکلات زندگی وامیدارد.
وقتی یک نویسنده تنها یک سگ گریت دین را که متعلق به دوست فوت شدهاش بوده به سرپرستی میگیرد و با آن پیوند برقرار میکند، کمکم با گذشتهاش و زندگی خلاقانه درونی خودش کنار میآید.
لیلیا کاپیسترانو به دنبال انتقام از گیلی وگا، میلیاردر مشهوری است که دخترش را به قتل رسانده است. او با تغییر چهره و با نام "اوا کاندلاریا"، خود را به مهمانی گیلی وگا میرساند تا نقشه انتقام خود را عملی کند.
زی، ملقب به "ملکه مرگ"، قاتلی بیرحم و مزدور است که شهرت او زبانزد خاص و عام است. اما زمانی که از به قتل رساندن زنی نابینا سر باز میزند، در گردابی از شکار و تعقیب گرفتار میشود. همکاران جنایتکارش برای انتقام به دنبال او هستند و یک کارآگاه مصمم نیز در پی دستگیری اوست.
فردی در جستجوی رازهای گذشتهاش، پرستاری نوجوانی را به عهده میگیرد که در حال تغییرات مرموزی است. خانواده نوجوان به شدت با این تغییرات مخالفند و میخواهند جلوی آن را بگیرند.
جوانا صاحب کسبوکار خانوادگی فرآوری سنگ شده است. او با وجود ارتباط نزدیک با مادر و دخترش، آلیدا، نمیتواند با آنها رابطهای کاملاً صمیمانه و شفاف داشته باشد.
این روایت، به زندگی ژرمن لو گوف (۱۸۹۱-۱۹۸۶)، بانوی پیشگام میپردازد. او که معلمی اهل منطقه بروتانی فرانسه بود، پس از پایان جنگ جهانی اول، زادگاه خود، دوارننه، را برای تجربهای ماجراجویانه ترک کرد و راهی سفر به سنگال شد. لو گوف در سال ۱۹۳۸، در شهر روفیسک، در نزدیکی داکار، نخستین دانشسرای تربیت معلم ابتدایی را در قاره آفریقا تأسیس و مدیریت کرد.
جین او، یک دانشآموز دبیرستانی، به همراه دوستانش درگیر دوران بلوغ است. همه آنها به سون آ (Kim Da Hyun عضو گروه Twice)، دختر باهوش و زیبای دبیرستان علاقه دارند. با وجود تفاوتهای زیاد، جین او و سون آ جذب یکدیگر میشوند و رابطهای میانشان شکل میگیرد.
این داستان، ماجرای واقعی نوونکا فرناندز، زن جوانی در اسپانیا در دهه ۱۹۹۰ را بازگو میکند. او با شجاعت تمام، آزار و اذیتی که از سوی رئیسش در محل کار تجربه کرده بود را گزارش داد. پایداری و مقاومت او، سرآغازی شد برای مبارزه با رفتارهای نادرست در محیطهای کاری در کشور اسپانیا.
ماریا دیگر جوان نیست و به افرادی که حتی از خودش هم مسنتر هستند کمک میکند. او که برای گذران زندگی با مشکل روبرو است، حاضر به پذیرش وضعیت ناپایدار خود نیست و گاهی اوقات چند یورو از افراد مهربانی که با نهایت فداکاری از آنها مراقبت میکند - و آنها نیز در عوض او را بسیار دوست دارند - میدزدد.
چهار داستان به هم پیوسته که در سال 1987 در اوکلند، کالیفرنیا، اتفاق میافتند، از عشق به موسیقی، فیلم، آدمها، مکانها و خاطراتی فراتر از جهان قابل شناخت ما خواهند گفت.
داستان درباره زن جوانی است که در سال ۱۹۳۳ برای نویسنده شدن به شهر میرود و با صاحب چاپخانهای ازدواج میکند. عشق پرشور آنها با سرد شدن رابطه و بالا گرفتن تنشهای سیاسی در کشور، به رفتارهای سمی و بازیهای قدرت منجر میشود که پیامدهای ناگواری در پی دارد.
اتسوکو، دانشآموزی بیهدف، با درخواست رینا، دانشآموز جدید، برای راهاندازی باشگاه قایقرانی مواجه میشود. ابتدا با اکراه میپذیرد، اما با گذشت زمان و حضور در کنار همتیمیهایش، به تدریج به این باشگاه علاقهمند میشود.
نُه دونده استقامتی در مسیری ۲۵ روزه، طولانیترین و زیباترین مسیر پیادهروی رومانی، "ویا ترانسیلوانیکا" را از شمال به سمت دانوب پیمودند. این چالش همراه با سختیهای فراوان بود و هیچ تضمینی برای اتمام آن توسط دوندگان وجود نداشت.
مگپای در یک جامعه کلیسایی منزوی به رهبری پدرش، کشیش، زندگی میکند. با کشته شدن یک مرد، ترس و بدگمانی جامعه را فرا میگیرد و شایعاتی درباره وجود «هیولایی» مرموز در جنگل دهان به دهان میچرخد.