همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
مایکل میسون، مردی گوشهگیر در جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند است که دختری را از دریا نجات میدهد و این باعث وقوع سلسلهای خطرناک از وقایع میشود که در نهایت به حملهای به خانهاش ختم میشود و او را مجبور میکند با گذشتهی پرتلاطم خود روبرو شود.
یکی از نوادگان قبیله وانارا، زمانی که یک راوانای امروزی تنها دوچرخهاش را برای یک تجمع انتخاباتی تصاحب میکند، درگیر درگیری میشود. چیزی که به عنوان یک بیعدالتی کوچک شروع میشود، به زودی به مبارزهای شدید برای عزت نفس و کرامت تبدیل میشود.
هفت سال پیش، کیم در جریان یک رویداد خورشیدگرفتگی با یک غریبه ارتباط برقرار کرد. کیم که اکنون یک خبرنگار تازه کار است، برای خورشیدگرفتگی امسال به ایلینوی بازمیگردد، غافل از اینکه ممکن است دوباره مسیرشان با هم تلاقی کند.
یک زن مطلقه با ایجاد یک پروفایل آنلاین دوباره وارد دنیای دوستیابی میشود، اما وقتی شریک زندگیاش رفتاری نگرانکننده از خود نشان میدهد و تعدادی از زنان از همان سایت دوستیابی ناپدید میشوند، او باید خودش را از قربانی شدن نجات دهد.
درا که از یک سقط جنین ویرانگر و فروپاشی ازدواجش رنج میبرد، در تلاش است تا زندگی خود را از نو بسازد، زمانی که خواهر دوقلوی همسانش، علی، عاشق رایان میشود، مردی که نمایانگر تمام چیزهایی است که درا معتقد است از دست داده است.
وقتی جسد افسر پلیس بوستون، جان اوکیف، در تودهای از برف بیرون خانهی دوستش پیدا میشود، دوست دخترش، کارن رید، در ارتباط با مرگ او متهم میشود. چیزی که به عنوان یک تراژدی آغاز میشود، به سرعت طوفانی از آتش را شعلهور میکند که توجه ملی را به خود جلب میکند.
«وحشتناک» داستان «آن» و مادرشوهرش «مورون» را دنبال میکند که زندگی منزوی و سختی را در حاشیه جامعه سپری میکنند - اما وقتی مردی از گذشتهشان بازمیگردد، سلسله اتفاقاتی را رقم میزند که به نقطه عطفی برای «آن» تبدیل میشود.
گوستا انگل، بوروکرات وزارت امور خارجه سوئد، که در طول جنگ جهانی دوم نادیده گرفته شد، هزاران نفر را نجات داد و سوئدِ به اصطلاح بیطرف را به یک نیروی اخلاقی تبدیل کرد. تلاشهای او وضع موجود را به چالش کشید و میراث بشردوستانه ماندگاری از خود به جا گذاشت.
یک کارگر فروشگاه محتاط، یو-هان، متصدی پارکینگ آزاد و بیخیال، و گیونگ-روک که عاشق می-جونگ میشود، با کارگردانی لی، شیمی بینظیری را در این داستان عاشقانه ایجاد میکنند.
یک مأمور سابق نیروهای ویژه مجبور میشود به جزیرهای دورافتاده بازگردد، زمانی که گروهی خشن و مرموز با ربودن دخترش انتقام میگیرند و شکاری بیرحمانه را علیه دشمنانی که برای هر حرکت او آمادهاند، آغاز میکنند.
یک مامور سابق نیروهای ویژه وقتی دخترش توسط یک گروه خشن ربوده میشود، از صحنه خارج میشود. او که تنها و کمشمار است، مجبور میشود از تمام مهارتهایش برای ردیابی، متلاشی کردن و بازگرداندن دخترش به خانه استفاده کند.
یک پارتیزان که از مرگ برخاسته است، در جکسون به دنبال یک امپراتوری مواد مخدر میگردد و در این راه با یک سردسته، یک خبرنگار و شهری که فنتانیل در آن حکمفرماست، درگیر میشود. عدالت به جنگ تبدیل میشود.