همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
ماکس فرستاپن، راننده هلندی تیم ردبول، با اقتدار در جایزه بزرگ اتریش ۲۰۲۴ که در تاریخ ۳۰ ژوئن در ردبول رینگ برگزار شد، به پیروزی رسید. فرستاپن که از رده نخست مسابقه را آغاز کرده بود، در طول مسابقه برتری خود را حفظ کرد و با اختلاف 30.2 ثانیه از چارلز لکلرک، راننده فراری در رده دوم قرار گرفت. جورج راسل، راننده مرسدس نیز در رده سوم به خط پایان رسید.
جیسون، دختری بیست و چند ساله، در تلاش است تا با فقدان مادرش و اعتیاد روزافزون پدرش به الکل کنار بیاید. او که با همسایهای خشن و زندگی عاطفی آشفته روبرو است، از کمک یک شَمَن محلی استفاده میکند.
ازدواج نیلگون به دلیل طلسم شدن خانوادهاش توسط یک جن ممنوع است، اما او بیتوجه به هشدارها ازدواج میکند و زندگیاش به کابوسی تبدیل میشود. نیلگون و خانوادهاش با راهنمایی جادوگری به نام جناب سحر، سفری عرفانی و پرخطر را برای حل مشکل خود آغاز میکنند.
آلیسا جنسن، که به تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده، هیاهوی منهتن را رها کرده و به آرامش حومه شهر کنتیکت پناه برده است. اما در این سکوت ناگهانی، صداهای عجیبی به گوشش میرسد و گویی سایهای همیشگی او را زیر نظر دارد.
روبنشتاین با جسارت تمام، موریس راول را برای آهنگسازی موسیقی بالهی بعدی خود انتخاب میکند. راول در پاسخ به این اعتماد، اثری بینظیر خلق میکند که به نام "بولرو" شناخته میشود و به بزرگترین موفقیّت او تبدیل میشود.
زنی که همسرش به تازگی از مرگ حتمی نجات یافته، مورد آزار و اذیت یک قاتل سریالی قرار میگیرد و در تشخیص هویت واقعی یا خیالی بودن این فرد دچار تردید میشود.
این فیلم سفری به اعماق پیچیدگیهای دوستی است. داستان در پسزمینهای از یک جشنوارهی شادمانه دانشگاهی روایت میشود و به بررسی روابط ظریف بین دو دوست میپردازد که مسیرهایشان از هم جدا میشود و رقابت سختی را بین آنها رقم میزند...
لری ری با فریب و سوء استفاده، دوستان فرزندش در خوابگاه را تحت کنترل خود در میآورد و با وعدههای دروغین از طریق روشهای روانشناختی آزاردهنده، دانشآموزان آسیبپذیر را تحت سلطه خود در میآورد و بر آنها کنترل مییابد.
یک راهنمای موزه جوان که مبتلا به اوتیسم است، زندگی خود را طبق برنامهای دقیق اداره میکند تا زمانی که عاشق همکارش میشود و باید با طوفانی از احساسات جدید و شدید روبرو شود.
سریکانث نابینا، با وجود چالشها، به امآیتی راه یافته و شرکتی را برای کمک به افراد نابینا تأسیس میکند. داستان او نشاندهنده موانعی است که افراد نابینا در تحصیل و کار با آنها روبرو هستند.
داستان حول محور "گوواردھان" میچرخد، جوانی جاهطلب از طبقه متوسط هند که در تلاش برای رسیدن به موفقیتهای بزرگ در زندگی است. با این حال، او در این مسیر با موانعی در روابط خانوادگی، اعتماد و غرور خود روبرو میشود.
زن جوانی در روز عروسی خود، با چالشهای درونی و تردیدهایی درباره ماهیت عشق و تعهد روبرو میشود. داستان ما را به سفری در ذهن او میبرد و گذری بر افکار و احساسات او در این روز خاص دارد.
رِتسوکی که در حرفه نوازندگی و تدریس پیانو ناکام مانده بود، شغلی در یک شرکت خدمات نظافتی پیدا میکند که تخصصشان مرتب کردن آپارتمانهای شلوغ و پر از آشغال است. او در این شغل نه تنها با انبوهی از زباله روبرو میشود، بلکه رازهای تاریکی را نیز برملا میکند.