همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
خبرنگاری که در مورد مرگ برادرش در بارسلونا تحقیق می کند، هدف ماموران دولتی قرار می گیرد که با یک آیتم فوق سری مرموز به نام "مگا-صورت حساب" مرتبط هستند...
برنده 1 جایزه ساعات پربیننده همچنین دریافت 1 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 12 جایزه دیگر.
داستان ایرنا سندلر، یک مددکار اجتماعی که در طول جنگ جهانی دوم بخشی از"دولت زیرزمینی لهستان" بود و به دلیل نجات جان نزدیک به 2500 کودک یهودی با قاچاق آنها از گتوی ورشو توسط نازی ها دستگیر شد...
پس از اینکه سبک زندگی وحشیانه یک عکاس جوان مشهور آلمانی تقریباً باعث کشته شدن او شد، او برای استراحت به پالرمو، سیسیل می رود. آیا شهر زیبا و یک زن زیبای محلی می توانند به او کمک کنند تا خودش را آرام کند؟...
این اثر که توسط آنتونی شر از کتاب "اگر این مرد است (1947)" توسط پریمو لوی اقتباس شده است، تکگویی است که به عنوان خاطرات توسط یک پریمو مسنتر که به زندگی خود در آشویتس نگاه میکند، گفته میشود...
مردی جوان که دچار افسردگی است، با خاطرات فراموشنشدنی دوستدخترش که ده سال قبل در حادثه قطار جان باخته، دستوپنجه نرم میکند و در تلاش است تا از این خاطرات رها شده و به زندگی خود ادامه دهد.
یک واعظ (سوربو) پس از کشته شدن گروهی از پناهندگانی که در کلیسایش به دنبال سرپناهی هستند، توسط گروهی از قانون شکنان بی رحم به قتل می رسند، تبدیل به یک شکارچی فضل می شود...
یک شیاد خیابانی اهل نیویورک که در فروش کالاهای تقلبی برندهای معروف تخصص دارد، زندگی پرمنفعت خود را ناگهان پیچیده مییابد؛ وقتی که دوستدختر سابقش با پسری که او از وجودش خبر نداشت، سر میرسد.
نگاهی به الهامبخش نقاشی توماس کینکید به نام کلبه کریسمس، و اینکه چگونه این هنرمند پس از اینکه متوجه شد مادرش در خطر از دست دادن خانه خانوادگی خود قرار دارد، برای شروع کار خود انگیزه پیدا کرد...
ریو آیهارا خجالتی و ساکت به هیچ کجا نمی رود . اگرچه او میخواهد دوستانی پیدا کند، اما در صحبت کردن و برقراری یک مکالمه عادی مانند دیگران مشکل دارد. به نظر می رسد که هر وقت او صحبت می کند، کلمات به درستی بیرون نمی آیند. به تدریج، ریو به زندگی در سکوت به عنوان یک دانش آموز تنها و درونگرا عادت می کند . ریو بدون اینکه با کسی صحبت کند، نیازی به تلفن همراه ندارد. او که آرزوی صحبت کردن با دوستانش را دارد، یک تلفن همراه در ذهن خود برای مکالمات تلفنی خیالی درست می کند، و در کمال تعجب او یک روز شینیا آن طرف را برمی دارد. ریو برای اولین بار در زندگی خود کسی را پیدا کرده است که بتواند با او صحبت کند...
هنگامی که یک دانش آموز دبیرستانی با پیشرفت بیش از حد تصمیم می گیرد برای انتخاب کالج عالی به سراسر کشور سفر کند، پدر پلیس بیش از حد محافظه کار او تصمیم می گیرد او را همراهی کند تا او را در مسیر مستقیم و باریک نگه دارد...