همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در پیزلی ، اسکاتلند. سه پسر طبقه کارگر مشتاقانه منتظر رقص کارکنان در کارخانه فرش محلی هستند. همانطور که رقص با نقطه استعداد خود به پایان می رسد، آرزوها و جاه طلبی های آنها هم به پایان می رسد...
چهار زن سیاه پوست که از نداشتن پول و دست به دست شدن میان آدم های شهر رنج می برند، با خود عهد می بندند که از بانک ها سرقت کنند. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود، اما پس از اینکه مزه پول زیر دندانشان می رود، سلیقه و منفعتشان شروع به تغییر کردن می کند و نسبت به هم سوء ظن پیدا می کنند...
ورلاک در سال ۱۸۸۶ در لندن با همسر زیبا و برادر عقبماندهاش زندگی میکند. او مامور سفارت روسیه است. سفیر جدید بیشتر از سالهای گذشته از او انتظار دارد - چیزی با یک بمب. ورلاک همچنین به پلیس نیز خبر میدهد.
یک کارگردان که در حرفهی خود با مشکلات فراوانی روبروست، برای احیای دوبارهی فعالیت هنری خود پیشنهادی دریافت میکند تا کارگردانی یک فیلم با درجهبندی Cat-III را بر عهده بگیرد. او در حالی که بین حفظ اصول و هویت هنری خود و مشکلات شدید مالی در تردید است، باید علاوه بر اینها، با حسادتهای دوستدخترش کنار بیاید و سرمایهگذاران گانگسترش را نیز راضی نگه دارد.
سال 1703: رابینسون کروزوئه مجبور می شودبرای یک سال اسکاتلند را ترک کند، اما پس از ماهها دریانوردی، یک طوفان کشتی او را غرق می کند . او به عنوان تنها بازمانده در جزیره ای متروک نجات میابد ...
در اولین شب کارش، کارآموز پلیس کریستین پالی با هشت نوع مختلف دستگیری روبرو می شود. ستوان بروسلو، سرپرست او، او را در این شیفت غیرعادی هدایت می کند. اگر همه شیفت های پلیس شبیه این بودند، حتی یک سرباز باتجربه هم نمی توانست مدت طولانی دوام بیاورد...
یک کشیش جوان در محله خود در ناپل علیه جنایات سازمان یافته جنگ صلیبی می کند اما عاشق پسری 13 ساله می شود. این شانسی است که گانگسترها منتظر آن بودند تا از شر خاری در چشم خود خلاص شوند...
دانشمند شروری به نام دکتر کلیتون فارستر فردی به اسم مایک نلسون و دو ربات همراه او را در فضا زندانی میکند و آنها را مجبور به نگاه کردن فیلمیبه نام “This Island Earth” میکند تا …