همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
پسر یک سرباز کهنهکار به نام آگوس با سایه غیبت پدرش روبرو شد، بنابراین به کودکی بیانضباط تبدیل شد. تا اینکه سرباز کهنهکار درگذشت و پسرش را وادار کرد که راه پدرش را دنبال کند و وارد دنیای نظامی شود.
نویا، یک گوشهگیر رنجکشیده، و فریا، یک غریبه مرموز، سفری جادهای و زیبا را آغاز میکنند که به هرج و مرج کشیده میشود. در حالی که برای فرار از گذشته تلاش میکنند، دوستی آنها در هر پیچ مورد آزمایش قرار میگیرد و همه جادهها به یک افشاگری تکاندهنده منتهی میشوند.
پس از نجات یک زن مرموز از اقدام به خودکشی در نزدیکی پل گلدن گیت، مرد جوانی عاشق او میشود، اما درمییابد که زن توسط یک روح باستانی و انتقامجو تسخیر شده است.
یک مادر تازه طلاق گرفته که برای بهبودی تلاش میکند، به قطب شمال، آلاسکا نقل مکان میکند، جایی که شخصیتهای عجیب و غریب از او حمایت میکنند تا روحیه پیشگامی از دست رفتهاش را دوباره زنده کند.
پتر و میخال، دوستانی که از دوران دبیرستان یکدیگر را میشناسند، زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند: یکی از آنها قبلاً سر و سامان گرفته، شغل پردرآمد و خانوادهای دارد، و دیگری تنهاست و آرزوهای هنریاش به سرانجام نرسیده است. اما آنها هنوز هم با شور و اشتیاقشان متحد هستند: گرافیتی.
«ما غریبهها» مطالعهای اعتیادآور و جذاب درباره نژاد، طبقه اجتماعی و جذب شدن در جامعه است که حول محور ری، زنی جذاب و مصمم که در گری، ایندیانا زندگی میکند، میچرخد.
لانگ، پس از آنکه از زندان آزاد میشود، به زادگاهش در شمال غربی چین بازمیگردد. او که به عنوان عضوی از گروهی مأمور جمعآوری سگهای ولگرد پیش از المپیک ۲۰۰۸ بوده است، با یک سگ سیاه سرگردان پیوندی ناگسستنی مییابد. این دو روح تنها، سفری تازه را با هم آغاز میکنند.
در یک ماجراجویی هیجانانگیز تعطیلات، ساموئل و سگش آتنا برای نجات کریسمس با یک رئیس مافیای حیلهگر روبرو میشوند. کلانتر جیکوبز، با بازی کوبا گودینگ جونیور، برنده جایزه اسکار، به آنها در این تلاش کمک میکند و شجاعت او برای رسیدن به یک نتیجه جشن بسیار مهم است.
مگان، مدیر اجرایی یک شرکت، برای بهبود زندگی آشفته خواهر کوچکترش، یک هیئت مدیره تشکیل میدهد و با یک استاد روانشناسی که از رفتار سرسختانه او پرده برمیدارد
ایزایا هیوارد پس از یک دهه به برادوی بازمیگردد، اما در یافتن کارگردان با چالشهایی روبرو میشود. او یک نمایش موزیکال کریسمس را نجات میدهد و عشق، خانواده و دوستی را به عنوان بزرگترین هدایای تعطیلات کشف میکند. او دوباره به خانواده و دوستانش میپیوندد.
آلیس، پزشک اورژانس، داوطلب میشود تا در شیفت شب کریسمس در یک بیمارستان روستایی کار کند. در طول یک کریسمس برفی، آلیس و برایان، یک متخصص قلب و عروق درجه یک، به تولد سه نوزاد کمک میکنند و پیوندی پایدار بین آنها شکل میگیرد.
اِما کورونل، همسر ال چاپو، که در هفده سالگی توسط بدنامترین قاچاقچی مواد مخدر مکزیک از پا درآمد، در حالی که با مسئولیتپذیری خودش دست و پنجه نرم میکند، به جنایات شوهرش، ازدواج پرآشوبشان و دوران زندان خود میپردازد.
داستان فیلم حول محور خانواده کوئین و دلوکا میچرخد که دهههاست در همسایگی یکدیگر و در سایه ورزشگاه هایمارک - خانه تیم محبوبشان، بوفالو بیلز - زندگی میکنند.
وقتی جین برای ملاقات پدر بیمارش به خانه برمیگردد، مجبور میشود زندگیاش را دوباره ارزیابی کند و از خود بپرسد که چه میتوانست باشد. گاهی خندهدار، گاهی دلخراش، «دختر چشم آبی» داستانی در حال بلوغ برای گروه سنی چهل و چند سال است.
رنه (گابوری سیدیبه) و دخترش ایمانی (کادنس ریس) وقتی رنه شغلش را از دست میدهد، بیخانمان میشوند. پس از یک مصاحبه شغلی، رنه به دلیل جا گذاشتن ایمانی در ماشینشان دستگیر میشود و باید برای پیوستن به دخترش، به دادگاه خانواده مراجعه کند.