همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 12 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
کشوري در آمريکاي جنوبي. «لوييس مولينا» (هرت) همجنس خواهي است که به زندان افتاده و هم سلولي او، «والنتين آرويي» (جوليا)، نويسنده ي مارکسيستي است که به خاطر کمک به فعاليت هاي ضد دولتي زنداني شده است...
پسر جوانی که معتقد است میتواند با پدر مرحومش ارتباط برقرار کند، قدرتهای روانی را در خود پرورش میدهد و از آنها استفاده میکند تا از نیروهای ماوراء طبیعی که خانواده و دوستانش را تهدید میکنند، بهویژه یک آدمک تسخیر شده بطنباز، جلوگیری کند.
برنده 1 جایزه اسکار همچنین دریافت 24 جایزه دیگر. همچنین نامزد دریافت 9 جایزه دیگر.
داستان فیلم در آخرین دوره از حکومت دیکتاتوری نظامی آرژانتین سپری میشود بطوریکه دولت هزاران نفر از مخالفان خود را به شکلی مخفیانه می ربود یا می کشت، در این دوره خانوادهای که نمیتوانند بچه دار شوند تصمیم گرفتهاند فرزندی را از بیمارستان به فرزندخواندگی بپذیرند ولی پدر خانواده که فردی وابسته به حکومت است فرزند یکی از این کشته شدگان را به فرزندخواندگی پذیرفتهاست اما...
یک زن جوان پس از حمله یک قاتل دچار فراموشی می شود و به تیمارستانی روانی منتقل می شود که توسط یک پزشک بی رحم اداره می شود. این پزشک روی بیماران خود با یک داروی کشنده آزمایش می کند و ...
یک مادر مجرد، فران به فرزندانش فداکار است. اما چیزی در زندگی او کم است و آن چیز عشق مردی هم سن خودش است. تلاش های او برای تطبیق یک زندگی عاشقانه با زندگی خانگی اش تا حد زیادی ناموفق است...
"می" در یک متل آمریکایی ، منتظر دوست پسر خود است. شعله ی یک عشق قدیمی زبانه کشیده و تلاشهای او را تهدید کرده و او را به زندگی که از آن فرار می کند می کشد. اما وضعیت به سرعت پیچیده می شود و...
پنج دوست دانشگاه ، در سال 1971 ، مراسم فارغ التحصیلی خود را رها کرده و برای ماجراجویی به مرز مکزیک می روند ، تا پیش از آینده ای غیر منتظره آخرین سفر خود را به پایان برسانند ...
جان، که صاحب یک انتشاراتی است، با شاعر جدیدی به نام کلارا و نامزدش ملاقات می کند و عاشق کلارا می شود. کلارا به آپارتمان جان می رود و جان نیز همسرش را ترک می کند.