همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
دو عضو حزب، یک شاعر و زندانی سیاسی انقلاب فرهنگی را با کشتی به ووهان همراهی میکنند. آنها در یک کابین با دیگر قربانیان آن دوره میخوابند که عمیقاً با شاعر همدردی میکنند.
دامپزشکان ویتنام که از نظر روانی ناپایدار بودند و در اسارت ویتکنگ ها بودند، پس از نجات یافتن با یک ویروس خطرناک که افراد را در صورت گزیده شدن به آدمخوار تبدیل می کند، به آمریکا بازمی گردند...
در سال 1879، لرد چلمسفورد، فرمانده مستعمره بریتانیا، برای از بین بردن جمعیت زولو، اعلان جنگ می کند. انگلیسی ها مهارت تاکتیکی زولوها را دست کم می گیرند و در دام آنها می افتند..
یک کارمند حقوقبگیر شرکتی شبانه بهعنوان یک جنایتکار شرور زندگی مضاعفی را پشت سر میگذارد. در یک طرح بازپرداخت او به دنبال تسلط بر شرکتی است که او را به کار میگیرد...
شهری به دست یک باند خشن میافتد. این باند در جریان سرقت از شهری دیگر، یک گاوصندوق به دست آورده و اکنون به دنبال کسی است که بتواند آن را برایشان باز کند. آنها مردم شهر را به وحشت میاندازند و برخی از آنها را کتک زده و حتی به قتل میرسانند، تا اینکه چند جوان رزمیکار تصمیم میگیرند در برابر این تبهکاران بایستند.
یک صاحب شراب سازی و استاد بوکس مست دو پسر جوان را در هنر بوکس مستی آموزش می دهد، پس از اینکه آنها را در حال دزدی از کارخانه شراب سازی خود گرفتار می کند...
تینی با فشار عصبی ناشی از حضور طولانی مدت در خانه ، سعی دارد دخترش ، رابی ، را به قتل برساند . فقط کمک دوستان ، خانواده و مشاوران وی می تواند مانع صدمه زدن به رابی و خودش شود ...
این اثر هنری عظیم و موزیکال، روایتی است از صدها سال تاریخ، از دوران اسارت و بردگی تا مهاجرت های قرن بیستم. داستان در یک کشتی بزرگ حمل برده اتفاق می افتد و با طراحی رقص های چشم نواز، سبک های گوناگون موسیقی و طنزهای تند و تیز، مخاطب را مجذوب می کند.
داستان در ژوئن 1983 اتفاق می افتد. جراح معروف" ژان ماری دسپری" 1 ماه پیش توسط همسرش ترک شد و اکنون در یک بیمارستان سیار مدرن کار می کند، جایی که جنگ جهانی سوم در حال وقوع است...