همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک فرد سابقهدار که پس از زندانی شدن به دلیل سرقت جواهرات آزاد شده است، نسبت به همدستان سابق خود کینه توزی میکند و نقشه پیچیدهای برای سرقت ثروت آنها طراحی میکند.
زوج طبقه کارگر آنتوان و آنتوانت رویای یک زندگی بهتر را در سر می پرورانند. آنتوانت در میان دفع مداوم توجه ناخواسته مردان، به ویژه خواربارفروش مسیو رولان، یک بلیط بخت آزمایی برنده می خرد. اما هنگامی که آنتوان بلیط خود را از فقر گم می کند، رویاهای آنها به نظر می رسد که همان ها باقی خواهند ماند.
یک زن هدف مردی قرار می گیرد که به تدریج در حال جنون است و نمی تواند در برابر اصرار او برای خفه کردن زنان تا حد مرگ مقاومت کند ، اما به نظر می رسد که او عمداً مدارکی را پشت سر می گذارد...
یک فراری با 5 حکم سال حبس برای سرقت اوراق قرضه به ارزش نیم میلیون دلار مذاکره می کند اما قبل از تسلیم شدن یک سفر کوتاه را انجام داده، در حالی که مظنون است یک زن ، یک پلیس و یک شریک جرم سابق در این ماجرا با اون دست دارند...
هنگامی که جنگ جهانی اول به پایان میرسد، "الیزابت" تلگرامی دریافت میکند مبنی بر این که "جان" در عملیات کشته شده است. پس از چندی او با "لری" ازدواج میکند؛ تا اینکه "جان" ۲۰ سال بعد با هویتی جدید از راه میرسد...
یک مرد جوان و فقیر به آرزویش دست یافته است. او آرزو داشت که روزی در زمین مسابقه، اسب سواری کند اما بعد از دست یابی به موفقیت های فراوان، او فراموش می کند که چه چیزی در ابتدا برایش اهمیت داشت...
نامزد یک وکیل به او بیتوجهی میکند تا بتواند به یک مشتری خوشگذران (پلیبوی) نزدیک شود؛ به این امید که او سرمایه لازم برای بازی کردن در نقش اول یک نمایش را برایش تأمین کند. پس از اینکه وکیل موفق میشود آن مرد ثروتمند را از اتهام قتل غیرعمد تبرئه کند، وکیل حسود عموی خود را میکشد و نقشهای میکشد تا مشتری را نیز به قتل برساند.
جولی قبل از مرگش، هیتي را به فرزندی قبول میکند. بیل سوگوار است و تلاشهای هیتي برای کمک را رد میکند. هیتي باور دارد که جولی با توصیههایش به دیدارش میآید. بیل تصمیم میگیرد هیتي را بفرستد. بعد از شنیدن پیام جولی، بیل میپذیرد که با هیتي به زندگی ادامه دهد.