همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
جان ویات در کودکی شاهد قتل والدین و ربوده شدن برادرش می شود. سال ها بعد، در سفری با کاروان به سمت غرب، با برادرش که اکنون جاسوس باندی است که مرتکب این جنایات شده است، ملاقات می کند. جان و برادرش هر دو عاشق مری گوردون، دختری زیبا و مستقل می شوند.
لنا برگستروم که در یک اداره کار می کند عاشق رئیس خود، یوهان بورگ است. او تصمیم می گیرد آنجا را ترک کند. همسر بورگ که فرزندی ندارد, هنگامی که باردار می شود سقط جنین غیرقانونی انجام می دهد...
بیل، خبرنگاری است که به یک مامور ویژه تبدیل می شود و مأموریت پیدا می کند تا مدرکی علیه یک گانگستر به دلیل فرار مالیاتی پیدا کند. او عاشق جولی منشی گانگستر می شود که شواهدی علیه او دارد...
اسکروج یک تندخو و بخیل پیر است که هیچ ارتباطی با کریسمس ندارد. روحهای گذشته، حال و آینده کریسمس جلوی اسکروج ظاهر میشوند و او را بر سفری به عمق روح و جادوی خود کریسمس میبرند...
سال 1930 نیجریه، یک افسر بریتانیایی سعی دارد که قوانین را سفت و سخت اما عادلانه اجرا کند . او با کمک یک کلانتر محلی با برده داران و هفت تیر کش ها دست و پنجه نرم میکند ...
جان مارتین یک مأمور دولتی است که بهصورت مخفیانه کار میکند. شهروند برجسته، مورگان، یک مرد مسلح به نام گالت را خبر میکند و گالت نیز پوشش مارتین را لو میدهد.
افرادی تصمیم میگیرند که از قانون سبقت بگیرند و برای به دست آوردن زمینهای بدون مالک، تلاش کنند. در یکی از این موارد، شهروندی به نام میلت داوسون، برای به چالش کشیدن قانون, قمار بازی به نام آس هلمز را انتخاب می کند. تا از پشت به او شلیک کند...
در انگلستان روستایی دهه ۱۸۲۰، یک دختر جوان توسط قولهای ازدواج یک ارباب شرور فریب میخورد و وقتی باردار میشود و ناپدید میشود، یک پسر کولی متهم میشود...
این فیلم داستان یک نمایشنامه نویس و همسرش را در دهه ی هزار و هشتصد و پنجاه میلادی در پاریس روایت می کند. عشق باعث می شود منبع الهام او دوباره فعال شود؛ اتفاقی که او برای مدت زیادی به دنبالش بود...
در شِرلی تمپل، افسر شورشی، برای دیدن خانوادهاش به مزرعه مخروبهاش بازمیگردد و دستگیر میشود. یک سرباز یانکی به او ترحم کرده و فراریاش را برنامهریزی میکند. همه گرفتار میشوند و قرار است افسران اعدام شوند. شِرلی و «بوجانگلز» رابینسون از رئیس جمهور لینکلن التماس میکنند که دخالت کند...