همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
آوریل 1940. چشم جهان به نارویک، شهر کوچکی در شمال نروژ، منبع سنگ آهن مورد نیاز برای ماشین آلات جنگی هیتلر است. در دو ماه جنگ شدید زمستانی، هیتلر اولین شکست خود را متحمل شد...
تومویو شینو یک خانم اداری است. یک روز او اخبار را از تلویزیون تماشا می کند و متوجه می شود که دوستش ماریکو ایکاگاوا خود را کشته است. آنها از همان دبیرستان فارغ التحصیل شدند و تومویو می داند که ماریکو برای مدت طولانی توسط پدرش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. تومویو برای نجات روح او بقایای او را از خانواده ماریکو می دزدد...
اکنون در میان بقیه ما در جامعه امروزی که از قدرت های قبلی خود بی بهره هستیم، تعداد انگشت شماری از خدایان یونان باستان مجبور به جلسات گروه درمانی مشترک می شوند تا واجد شرایط حمایت رفاهی مستمر باشند...
نقش دقلک در یک تیم تئاتر مشهور به ارث میرسد و وارد دنیای زیرزمینی میشود. در حالی که او خاطرات زنده خود را برای آخرین بار قبل از ورود به زندگی پس از مرگ زنده می کند، 50 سال هنر، مبارزه و عشق در پس زمینه تاریخ پر فراز و نشیب چین در قرن بیستم بازی می کند...
ویتوریا در حومه شهر با پسرش سالواتوره زندگی میکند که از طرفداران سرسخت داستانهای ابرقهرمانی است، که با تصور کردن خود به عنوان بخشی از ماجراهای آسترومن، بت سریال وب مورد علاقهاش، واقعیت سختی را که آنها را احاطه کرده است، شکل میدهد...
آدا گیر کرده است. او که در یک شهر بن بست در اوستیای شمالی زندگی می کند، در چنگال سخت مردان زندگی اش گرفتار شده است. اما زمانی که برادر بزرگترش به خانه برمی گردد و پدرش ناگهان بیمار می شود، آدا در نهایت راهی برای آزادی می بیند...
یک پرستار در خانه باید از طوفان دسته 3 و همچنین یک طوفان در تعقیب قاتل زنجیره ای که از طوفان برای سرپوش گذاشتن بر جنایات فجیع خود استفاده می کند جان سالم به در ببرد...