همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مرد جوانی مصمم است به زندگی خود در خارج از "کایموکی" ، شهر کوچک هاوایی که در آن بزرگ شده است، معنایی ببخشد، حتی اگر به این معنی باشد که همه چیزهایی را که تا به حال شناخته و دوست داشته است، پشت سر بگذارد...
داستان درباره ی مردی بنام کبیر سینگ میباشد که در جوانی عشق زندگی اش را میخواهند به زور با کسی دیگر ازدواج دهند و او وقتی کاری از دستش بر نمی آید کاملا از زندگی سیر میشود و هیچ هدف خاصی ندارد...
بعد از اینکه مکس و اوری در یک برنامه رسانه اجتماعی برای اولین قرار ملاقات می گذارند، آنها به خانه ای خالی از سکنه سر می زنند و متوجه می شوند که آسیبی که به اشتراک می گذارند ممکن است آنها را نجات دهد یا به یک کابوس فراموش نشدنی تبدیل شود...
دو بازیگر جوان و بیخیال، رویاهای تئاتر خود را در خیابانهای پاریس دنبال میکنند تا اینکه سختی ناگهانی نقشههایشان را تهدید میکند و خواهرخواندگیشان را آزمایش میکند...
در سال 1955، پس از اینکه اِمِت تیل در یک لینچ زجرکشی به قتل رسید، مادرش قول داد که نژادپرستی پشت این حمله را افشا کند و در عین حال تلاش میکند تا افراد دخیل در این حمله به دست عدالت سپرده شوند...
ملانی و دخترش هانا آماده یک شروع جدید هستند. هانا، یک نوازنده پیانو ، مشتاق است که در مدرسه جدیدش جا بیفتد. وقتی یک غریبه شروع به تعقیب او می کند، متوجه می شود که خطر بسیار نزدیکتر از آن چیزی است که فکر می کرد...
بر اساس تجربیات واقعی دیو فیش ویک؛ «بانک دیو» داستان این است که چگونه یک مرد طبقه کارگر برنلی و میلیونر خودساخته برای راه اندازی یک بانک اجتماعی مبارزه کردند...
این فیلم داستان لیدیا تار، موسیقیدان مشهور جهان و اولین رهبر ارکستر زن تاریخ آلمان را روایت میکند که تنها چند روز با ضبط سمفونیای فاصله دارد که او را به اوج حرفهای فوقالعادهاش میبرد...
واتانوکی توانایی خاصی در دیدن یاکاشی دارد. یک روز، او توسط یک پروانه به یک فروشگاه مرموز هدایت می شود. در آنجا با صاحب فروشگاه یوکو آشنا می شود. به او می گوید که آرزوی ارزشمندترین چیزش را به او خواهد داد...