همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان دو شخصیت متفاوت را روایت میکند: آچو، پستچیای که به دلیل سرعت عمل بالا همیشه زودتر از دیگران بیدار میشود و رینکا، عکاسی که به دلیل کندی عمل همیشه چشمهایش را هنگام عکاسی میبندد.
واریا و آرسنی، دو کودک یتیم، از روستای زادگاهشان به خانهی پدر و مادر خواندهشان کوچ میکنند. اما رؤیای آنها برای داشتن زندگیای خوشایند، با ظهور نیرویی مرموز و باستانی، به کابوسی تلخ تبدیل میشود.
کورا و دیگر جنگجویانِ بازمانده، در کنار مردمِ سرزمینِ وَلدت، برای دفاع از خانهی جدیدشان در برابر قلمرو آماده میشوند. این جنگجویان با گذشتهی خود روبهرو میشوند و انگیزههایشان را پیش از آنکه نیروهای قلمرو برای سرکوبِ شورشِ رو به رشد برسند، آشکار میکنند...
یک سکونتگاه آرام در حاشیه یک ماه دوردست، توسط ارتشهای یک نیروی حاکم مستبد تهدید میشود. روستاییان برای نجات خود، به یک غریبه مرموز که در میان آنها زندگی میکند، امید میبندند. غریبه مرموز، با مهارتها و قدرتهای خود، ارتشهای مستبد را شکست میدهد و سکونتگاه را نجات میدهد.
پس از گذشت سالها از ویرانی شهر شزورلک و پیروزی خارهای سرخ، سایه شومی بر جهان گسترده شد. یک نیروی شرور و قدرتمند، آرامآرام در حال شکلگیری بود و تهدیدی جدی برای تمام موجودات زنده به شمار میرفت. اما در این تاریکی مطلق، جرقههای امید نیز دیده میشد. قهرمانان جدیدی از دل این آشوب برمیخاستند تا با این تهدید تازه مقابله کنند و آینده جهان را رقم بزنند.
هنگامی که شهر زیر آب "بیکینی باتم" به طور ناگهانی از اعماق اقیانوس بیرون کشیده میشود، "سندی چییکس" و "اسفنجی مکعب" سفری را به ایالت تگزاس، زادگاه سندی، آغاز میکنند. در این سفر، آنها با خانواده سندی ملاقات میکنند و وظیفهای خطیر بر عهدهشان گذاشته میشود: نجات "بیکینی باتم" از دست یک مدیر عامل شرور.
زمینهای گرفتار در یک دنیای کوچک، با نابودی توسط ضد مانیتور روبرو هستند. زمان از هم میپاشد و قهرمانان گذشته را برای کمک به لیگ عدالت در برابر شر مطلق، گرد هم میآورد. فداکاری آنها ممکن است منجر به پیروزی شود.
یک سامورایی در سفر خود به دختری جوان برمیخورد که روستایش توسط اژدها نابود شده است. با وجود میل سامورایی به دوری از دردسر، آنها درگیر ماجرایی خطرناک میشوند.
کیت، دختربچه ناشنوای ساکن روستایی با کرم شبتابهای فراوان، در دنیای خودش زندگی میکند. خانوادهاش فقیرند و مادرش میخواهد او زبان اشاره یاد بگیرد. روزی کیت با کرم شبتابی آشنا میشود که به نظر میرسد با او ارتباط برقرار میکند و این اتفاق زندگی کیت را تغییر میدهد.
گارفیلد در آستانه یک ماجراجوییِ پرهیجان در طبیعت وحشی قرار میگیرد. پس از یک دیدار غیرمنتظره با پدر گمشدهاش، گربه ای به نام ویک، گارفیلد و اودی مجبور میشوند زندگیِ نازپرورده خود را رها کنند و به ویک در یک سرقتِ خندهدار و پرمخاطره بپیوندند...
در اواخر دوران سلسله جنوبی سُنگ، زمانی که کشور درگیر آشوبهای داخلی و خارجی بود، چن سانفن، مردی شیفته هنرهای رزمی، زندگی میکرد. پس از آنکه فرقه او نابود شد و او درگیر توطئههای پیچیده فرقه شیاطین گردید، در دل آن آشوب و ناآرامی، به خلق هنر بیبدیل تای چی دست یافت.
یک سردبیر معروف مجله مد که مردی متعصب و زن ستیز بود، ناگهان صبحی از خواب بیدار می شود و می بیند که تبدیل به زن شده است. این اتفاق او را مجبور می کند تا دیدگاه خود را نسبت به زنان و جایگاه آنها در جامعه دوباره ارزیابی کند.
کوسوکه نیتا، در حال آمادهسازی مجموعه دی وی دی "هیولای انسانی BEM"، نسخهای گمشده از قسمت پایانی را پیدا میکند و به جنون میافتد. همزمان، تراژدی در دبیرستان رخ میدهد و دختری مرموز به نام بلا، کلید حل معمای این رویدادها است.
یک مزدور، در کوهستانهای جانور جادویی به توانایی پرواز و نقشهای دست پیدا میکند. او که توسط مزدوران دیگر تعقیب میشود، به طور اتفاقی با مبارزه بین یونژی از قلمرو روح مبارز و شیرپادشاه بال یاقوتی برخورد میکند. یونژی توسط شیرپادشاه شکست میخورد و شیائومی جان او را نجات میدهد. پس از یک سری چالشها، آنها موفق به شکست شیرپادشاه میشوند. یونژی به طور پنهانی آنجا را ترک میکند و شیائومی نیز تصمیم میگیرد کوهستانهای جانور جادویی را ترک کرده و به سمت بیابان قبیله مار حرکت کند.
برای اینکه بتوانند قراردادی سه ساله با شاگرد فرقهی یونلان، نالان يانران، امضا کنند؛ شياو يان و يائو لائو برای پیدا کردن شعله آسمانی افسانهای و تقویت قدرت او، به صحرای مار ...