همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
چهار غریبه در سفری ایمانی در 21 دسامبر 2012 به معبدی در قلب مکزیک کشیده میشوند. برای مایاها این آخرین روز ثبت شده است. برای دانشمندان ناسا، این یک تغییر قطبی فاجعهبار است. و برای بقیه ما، این روز رستاخیز است...
در جزیره ای در سواحل آمریکای شمالی، ساکنان محلی به طور همزمان با یک بیماری همه گیر زامبی مبارزه می کنند در حالی که امیدوارند درمانی برای بازگرداندن بستگان مرده خود به حالت انسانی خود داشته باشند...
شش دوست ، نامه هایی دریافت میکنند که که اعلام کرده است ، چنانچه نامه را برای سایر دوستانشان نفرستند کشته خواهند شد . اگر نامه برای شخص دیگری ارسال شود ، قربانی بعدی گیرنده خواهد بود و اگر ارسال نشود ،ذ خود او قربانی شود . بعضی از این دوستان ، این مسئله را به شوخی میگیرند . اما زمانی که نامه به دستشان می رسد ، شکارچی زنجیرها به سراغشان می آید ...
یک شب ، یک ماشین مرموز پس از یک تصادف مرگبار به پارکینگ توقیف پلیس شیکاگو آورده می شود. مکانیک های کشیک به زودی متوجه می شوند که این ماشین اراده ای از خود دارد. با صدها اسب بخار قدرت و دو تن فولاد تقویت شده، به نظر می رسد یک ماشین کشتار غیرقابل توقف است که قادر به فرار - و فریب دادن - انسان ها است...
کری میچل (داریل هانا) در حال سفر در جادهای متروکه در میان جنگلهای مین، با امی سینگر (لیا گیبسون) دانشجوی وحشت زده برخورد میکند. تنها بازمانده یک قتل عام، امی، وقایع هولناکی را توصیف می کند که...
سپتامبر 1998: موجی از حوادث غیرعادی خودکشی که در آن چندین دختر دبیرستانی کشته می شوند ، اما هیچ یادداشتی برای خودکشی به جا نگذاشتند و ظاهراً دلیلی برای خودکشی نداشتند. در این مورد، هیچ رابطه ظاهری وجود ندارد. شیکی متوجه می شود که یک چیز مشترک است و نیروی عجیبی در سایه این مرگ های عجیب وجود دارد...
آگوست 1995: میکیا برای اولین بار با شیکی در یک کیمونوی سفید در یک روز برفی ملاقات می کند . بعداً، در مراسم سال اول دبیرستان، میکیا شیکی را در میان جمعیت می بیند و او را تعقیب می کند و خود را به او معرفی می کند. اما شیکی راز بزرگی را پنهان میکند: موجی از قتلهای عجیب و غریب در اطراف بسیاری از نقاط شلوغ رخ میدهد، و هیچ مظنونی وجود ندارد...
دکتر جکیل، که قادر نیست از تبدیل شدن به آقای هایدِ قاتل جلوگیری کند، از وکیلش میخواهد که یک محاکمه سریع، حکم محکومیت، و اجرای سریع حکم اعدام را برای او تضمین کند.