همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
وقتی اتوبوسی از زنان فوتبالیست کالج در راه جمعآوری کمک مالی برای شستشوی ماشین بیکینی گیر میافتند، تصمیم میگیرند در مقابل یک پمپ بنزین متروکه در حاشیه شهر مغازهای راه بیندازند. آنها نمی دانند که این مکان محل تعقیب یک مکانیک دیوانه قاتل به نام مو است.
خون آشامی خردسال به نام (ابی) از نظر سنی رشد نکرده و در سن دوازده سالگی متوقف مانده است. او با خدمتکار میانسالش (که ظاهرا معشوق دوران خردسالی اوست) به آپارتمانی اسباب کشی می کند که در همسایگی آن پسر دوازده ساله تنهایی (اوئن) زندگی می کند که پدر و مادرش در آستانه جدایی اند و همکلاسی هایش او را در مدرسه آزار می دهند…
دختر شهر کوچکی با پسر مرموز سرگردان ملاقات می کند، آنها عاشق می شوند. فقط در این مورد، پسر یک نفرین خانوادگی و وحشت غیرقابل تصوری را با خود می آورد که جهنم بر شهر کوچک می بارد...
گروهی از دانشجویان برای تکمیل پایان نامه ای در مورد فولکلور بومی آمریکا به یک منطقه دورافتاده و مقدس بومیان آمریکا سفر می کنند. این منطقه باتلاق دور صدها سال پیش برای قضاوت و مجازات جنایتکاران قاتل استفاده می شد. خود زمین دارای قدرت جادویی است و امکان بازگشت مردگان و مجازات مجرمان را فراهم می کند...
ژوئن 1998: شیکی تجربه ای نزدیک به مرگ داشته است. او که از کما بیدار می شود، چیز بسیار مهمی را برای خود از دست داده است و خلاء بزرگی در روح او ایجاد می کند. خلائی که برخی از موجودات آخرت می خواهند به هر قیمتی از آن سوء استفاده کنند. اما در مقابل، او یک هدیه جدید نیز دریافت کرده است: او فقط به کسی نیاز دارد که او را با قدرت جدیدش راهنمایی کند...
ایبل ویتمن، کارگردانی که فیلم جدیدش با نقدهای منفی بسیاری مواجه شده، تلاش می کند تا با الهام از گروه بازیگران و عوامل فیلمش، اثر هنری بهتری خلق کند و به منتقدان ثابت کند که اشتباه کرده اند. او معتقد است که برای خلق هنر بزرگ، باید فداکاری کرد و کارگردان، تصمیم گیرنده نهایی است.
زمانی که نوبیتا با کمک دستگاه تلفن جادویی، جهان را به سرزمینی افسانهای بدل ساخت، او و ساکنان این جهان ناچار شدند با تهدیدی که در این دنیای جدید شکل گرفته بود، روبرو شوند.
موریس پسر جوانی است که می تواند با مرده ها - برادر دوقلویش، ژاک که در بدو تولد کشته شد - ارتباط برقرار کند. اما ژاک نمی خواهد به زندگی بازگردد: او می خواهد والدینش در زندگی پس از مرگ به او بپیوندند...
دانا با زیستشناسی مشکل دارد. یک سفر میدانی اضافی گروه او را به باتلاق بزرگ غمانگیز میبرد. بدون اینکه آنها بدانند، یک قاتل آدمخوار در نزدیکی کمین کرده است که تهدیدی بزرگتر از حیات وحش باتلاق است.