همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
برادر بزرگتر زک پس از اینکه درمیابد برادرش توسط دختری طرد شده است، تصمیم میگیرد مهمانی در یک خانه سالمندان قدیمی که در حال بازسازی آن است برگزار کند اما این ساختمان تاریخچهای شوم دارد...
داستان پنج سرباز بریتانیایی که در تلاشند در آخرین شب جنگ افغانستان زنده بمانند؛ آنها نه تنها با طالبان، بلکه با نیروهای ماوراءالطبیعهای روبرو میشوند که از هر چیزی که قبلاً تجربه کردهاند، ترسناکتر هستند.
"تعمیرکاری که تمایلی به دخالت در ماجرا ندارد، ناخواسته مجبور به مقابله با نیروی اهریمنی میشود. این اتفاق زمانی رخ میدهد که سرپرست خوابگاه دختران دانشجو (سوروریتی) دروازهای دوزخی را میگشاید و در پی آن، تمام دختران دانشجو توسط شیاطین تسخیر میشوند."
یک افسر پلیس در بیمارستان از خواب بیدار می شود و می فهمد در وسط یک آخرالزمان زامبی ها قرار دارد، برای یافتن خانواده خود دست به هر کاری می زند، حتی توییتر را قربانی می کند...
"خانه صاحب" پس از فیلم های خانوادگی در یک خانه توسط یک سوژه نادیده به قتل می رسد، پس از اتفاقات غم انگیز، گروهی از نوجوانان متوجه شدند که خانه ای که قتل رخ داده است، پایین جاده ای است که آنها در آنجا کمپ می زنند و تصمیم گرفتند آن را بشکنند...
پنج سال پس از قتل همسر و ناپدید شدن دخترش، جرمی دافین، افسر سابق پلیس، برای کمک به شکار یک هیولای کریسمسی که کودکان "بد" را مجازات می کند، بازگردانده می شود...
دو داستان، دو مکان عجیب و غریب، دو گروه گرفتار: در این روایت، دو برادر در پلههای بیانتها و یک خانواده در جادهای بیانتها گرفتار شدهاند و برای مدت زمان نامعلومی در این فضاهای غیرمنطقی سرگردان هستند.
یک زندانی در خانه خودش، یک اسیر در بدن خودش. مورد ضرب و شتم قرار گرفته و هیچ کس برای شنیدن فریادهای کمک او نمی آید .و با دانستن اینکه هیچ کس او را باور نخواهد کرد. این واقعیت وحشتناکی است که آلینا وقتی به خانه ای که مادرش در آن مرده نقل مکان می کند، خود را در آن می یابد. ابتدا فکر می کند که این اثرات از دست دادن مادرش است که او را آزار می دهد، اما ...