همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
سامانتا لیک، بازیگر سابقاً محبوب که شدیداً در تلاش برای احیای دوبارهی حرفهاش است، جذب دنیای پر زرق و برق زویی شانون، امپراتور حوزهی تندرستی، میشود. اما او خیلی زود، پشت آن ظاهر بیعیب و نقص، به رازی وحشتناک پی میبرد.
مارک و آنا تصمیم میگیرند خانهشان را با هانس و اولگا، زوج بازنشستهی آلمانی که بهصورت آنلاین با آنها آشنا شدهاند، عوض کنند. کمکم این جابهجایی برای مارک و آنا تبدیل به کابوس میشود، چون متوجه میشوند آنها برنامههای دیگری برایشان دارند...
هفت سال پیش ، یک هیولای مرموز در اعماق معدن زغال سنگ روستایی پیدا شد. از آن زمان ، شایعات در مورد طاعون در شهر کوچک پخش شد و مردم یک بیماری روانی غیرقابل توضیح را تجربه می کنند...
چهار دانشجو کالج سلتیک افسانه آرچائون را که در قرن 15 زندگی میکرده است را زنده می کنند. این افراد که جرات جلب روح شیطانی را دارند با قرار دادن ماسک ...
یک سفیر رسانه های اجتماعی دسته ای از اینفلوئنسرهای در حال رشد را گرد هم می آورد. برای به دست آوردن فالوور، آنها وارد یک بازی خطرناک شانس با قدرتی مرموز می شوند، تا زمانی که تنها چیزی که باقی می ماند محتوایی است که حاضر بودند برای آن بمیرند...
دَستان دیگر طاقت نق زدن های همیشگی همسر باردارش را ندارد و تصمیم می گیرد حداقل برای یک روز با دوستانش باشد . آنهابه ماهیگیری می روند که یک سری اتفاقات غیرقابل پیش بینی برایشان پیش می آید...
به دنبال پناه بردن به جزیره ای در ایالت نیویورک، آخرین تلاش یک زوج متاهل برای نجات رابطه شکست خورده خود زمانی که شوهر شروع به پسرفت عاطفی، ذهنی و فیزیکی می کند، بدتر می شود...
مدیسون، اینفلوئنسر رسانههای اجتماعی، در یک سفر در تایلند با سی دبلیو آشنا می شود، که به راحتی سفر میکند و به او شیوه زندگی غیرقابل مهارتری را نشان میدهد، اما علاقه سی دبیلیو به او مسیر تاریکتری پیدا میکند...
درست قبل از کریسمس، زویی جوان ،برادرش فرانکلین و خانوادهشان به یک عمارت بی سر و صدا با گذشته ای تارک نقل مکان میکنند. درحالی که بزرگترها بدنبال نوسازی عمارت هستند، بچه ها که حوصلهشان سر رفته یک جعبه اسباب بازی مخفی پیدا میکنند و خوشحال هستند که...
داستان درباره یک زوج جوان است که به دام یک خونآشام بسیار قدیمی میافتند. این خونآشام سعی میکند با فریبکاری و اغواگری، این زوج را به دنیای تاریک خود بکشد.