همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مادربزرگ خانواده برای کریسمس، همه فرزندانش را به خانه دعوت میکند. این تعطیلات پر از اتفاقات غیرمنتظره خواهد بود. عشاق با یکدیگر پیوند میخورند و اعضای خانواده با یکدیگر برخورد میکنند...
این کمدی مضامین هستیشناختی را بهگونهای خانوادهپسند و بدون رودربایستی مطرح میکند. همچنین به موضوعاتی مانند مرگ، عشق، خانواده، مذهب، سلامتی و جامعه میپردازد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
رابطه دوستانه عجیب و فوق العاده ای مابین یک تاجر و پسری مبتلا به سندرم داون شکل میگیرد. در ابتدا "هری" که فروشنده ای مشغول است اما زندگی اجتماعی مزخرفی دارد در تلاش است که پسر را از خود دور کند اما هرچه میگذرد و او را بیشتر میشناسد رابطه ی بهتری با او برقرار میکند.
«مايکل جوردن» (جوردن)، ستاره ي بسکت بال، قهرماني بازنشسته است که مي خواهد توانايي اش را در بيس بال بيازمايد، اما در اين زمينه اصلا موفق نيست. در همين احوال دارودسته ي شخصيت هاي کارتوني کمپاني برادران وارنر به سرپرستي «باگزباني» را مهاجمان فضايي به نام «نردلوک ها» مي ربايند. از فيلم «جوردن» تقاضا مي شود براي کمک به ميدان بيايد.
«پرزيدنت جيمز ديل» و معتمدش، «جري دانن»، پي مي برند، که ارتشي از بشقاب پرنده هاي مريخي بالاي کره ي زمين در حال پروازند. اما هر کسي نسبت به اين موضوع واکنش متفاوتي نشان مي دهد...
یک نوازنده پیانو بنام «ویلی کانوی» بعد از مدت ها به شهر کوچک خودش، نایتز ریج باز می گردد و دوباره دوستان قدیمی اش را که بعد از فارغ التحصیلی، برخلاف او شهرشان را ترک نکرده اند، می بیند و...
صاحب جدید یک باشگاه ورزشی در وست هالیوود قصد دارد یک برنامه تلویزیونی واقع بینانه در آنجا فیلمبرداری کند. این کار باعث نارضایتی کارکنان باشگاه می شود و یک مربی رهبری یک شورش را بر عهده می گیرد...
مکس، مردی زن باز و دروغگو، با آنا، زنی جوان و زیبا، آشنا میشود. آنا او را با خواهر بزرگترش، جولیا، که روی صندلی چرخدار است، معرفی میکند. با وجود اینکه مکس یک مرد بدبین است، جولیا به او جذب میشود. آنها شروع به ملاقات با یکدیگر میکنند و به زودی متوجه میشوند که عاشق هم هستند...
یک زن، احساس میکند که دوستانش از او فاصله گرفتهاند. او برای اینکه دوباره با آنها ارتباط برقرار کند، یک دروغ کوچک میگوید. اما این دروغ، باعث میشود که دوستانش از او عصبانی شوند و جامعه آنها دچار مشکلاتی شود...