همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
جورجی، یک دختر 12 ساله ، با خوشحالی در آپارتمان خود در لندن به تنهایی زندگی می کند و آن جا را پر از جادو می کند. ناگهان پدر جدا شده او ظاهر می شود و او را مجبور می کند تا با واقعیت روبرو شود...
وانگ تیمِی که مادر سرپرست خانوار است، شغلش را از دست میدهد و به جای دیگری نقل مکان میکند. در آنجا با همسایهاش، شائویه، دوست میشود. شائویه در ظاهر فردی شاد و بشاش به نظر میرسد، اما در باطن از افسردگی رنج میبرد. در حالی که تیمِی با مشکلات ناشی از روابطش با همسر سابقش دست و پنجه نرم میکند، دوستی آنها عمیقتر و مستحکمتر میشود.
یک متخصص کامپیوتر که به اشتباه بیماری لاعلاج برایش تشخیص داده شده، با مددکار آسایشگاهش قرار میگذارد، در حالی که شک دارد کسی قصد آسیب رساندن به او را دارد.
«ماریجوامبیها» کمدی نو و بسیار خندهداری است که ماجرای یک فروشنده ماریجوانا و دوست هیپی او را روایت میکند. این دو نفر به اشتباه ماریجوانای آلوده میفروشند و در نتیجه، مشتریانشان به زامبی تبدیل میشوند.
مردی پس از درگذشت مادرش، برای گرامی داشتن یاد او، با استخدام مادربزرگهای اصیل ایتالیایی به عنوان سرآشپز، تمام دارایی خود را به خطر انداخت و یک رستوران ایتالیایی افتتاح کرد.
ابی برای به دست آوردن پسری که از دوران دبستان عاشقش بوده، یک رقاص محلی به نام سانتا مونیکا را استخدام میکند تا هر آنچه را که در مورد اعتماد به نفس نیاز دارد به او آموزش دهد.
واسه میکی، مردن دیگه یه چیز کاملاً عادیه. آخه اون مثل یه ابزار مصرفی (یا مهره سوخته) میمونه که خودش داوطلب شده تا خطراتی که بشریت رو تهدید میکنه، روی خودش آزمایش کنه. هروقت هم که میمیره، دوباره بازسازی میشه و بیشتر خاطراتش هم سر جاش میمونه. ولی خب، چی میشه اگه میکیِ شمارۀ ۱۷ از میکیِ شمارۀ ۱۸ بیشتر زنده بمونه؟
رچت و کلنک در حین ماموریت تحویل پیتزا در فضا، از اختراع یک دستگاه خطرناک توسط دکتر نفاریوس آگاه میشوند که قصد دارد با آن بر تمام جهانهای موازی سلطه یابد. آنها دستگاه را از او میگیرند و در راه انتقال آن به موزه هستند که...
شوهر خودبیمارپندار ماریا معتقد است که هر سرماخوردگی به مرگ ختم میشود. ماریا پس از تحمل رفتارهای ناشی از این وسواس، شخصاً برای مقابله با ترس بیاساس او از مرگ اقدام میکند.
زوجی فقیر، جک و اشلی، بهطور اتفاقی با یک کامیون پر از پول و مردی در حال مرگ مواجه میشوند. تصمیم آنها برای برداشتن پول، آنها را درگیر مسائل اخلاقی و خطراتی کرده و توجه یک کلانتر را به خود جلب میکند.
بازیگری که در حین فیلمبرداری یک تبلیغ برای برنامهی همسریابی، دل به همبازیاش میبازد و این تبلیغ ناگهان به شهرت فراوانی میرسد، خود را در بطن ماجرایی شیرین و عاشقانه میبیند؛ همان داستانی که همواره در رؤیاهایش پرورانده بود.
در این هجویهٔ دیوانهوار با حال و هوای دههٔ ۱۹۵۰، شوهری که احساس سرکوبشدگی میکند، میکوشد تا همسرِ نانآورِ خود را به طمعِ دریافتِ مبلغِ بیمهٔ عمرش به قتل برساند.