همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
بوردل، خانواده ای از نوازندگان، از نواختن برای آلمانی ها در طول جنگ امتناع می ورزد. آنها مایلند فرانسه را با استفاده از تمام ابزارهای ممکن آزاد کنند...
پترسون و بندل بی پول هستند، اما بندل به آنها پیشنهاد می کند که یک تجارت راه بیندازند و ثروتمند شوند. با یک دسته گل بنفشه شروع می شود، اما به زودی آنها از طریق برخی معاملات مبهم به سمت اوج می روند....
تورا سان به خانه خانواده اش برمی گردد و می فهمد که برادر شوهرش نمی تواند به مسابقه ورزشی میتسوئو (برادرزاده تورا سان) برود. تورا سان داوطلب می شود تا جای او را بگیرد، اما با رئیس برادر شوهرش درگیر می شود و به جاده باز می گردد. او با زن جوانی در نیگاتا آشنا میشود که بیخبر از او، خواننده محبوب انکا است...
تورا سان با عمویش درگیر می شود و دوباره راهی جاده می شود. او در کیوشو با زن جوانی به نام کیکو و جانورشناس خجالتی سابورو آشنا میشود و سعی میکند تا زمانی که همه به توکیو باز میگردند، بین آنها خواستگاری کند...
پس از بحران اقتصادی سال ۱۹۸۰ جک، که یک مهندس اتوموبیل است از کار بیکار میشود. وقتی همسرش، کارولاین، کار پیدا میکند و به نانآور خانواده تبدیل میشود، جک مجبور میشود مسئولیتهای او در خانه را بهعهده بگیرد و به آقای مادر تبدیل شود...
استیو پس از کشف اینکه گروهی از سارقان اتومبیل ممکن است با مرگ نابهنگام پدرش ارتباط داشته باشند، جنایتکاران را تعقیب می کند و سعی می کند آنها را دستگیر کند و ...
یک کارمند وزارت امور خارجه یک دستگاه تخم مرغی شکل با مایع سبز رنگی در داخل پیدا می کند که باعث می شود فردی که آن را می نوشد نامرئی شود. او خود را تحت تعقیب عوامل خارجی می بیند که خواهان مواد هستند.
در روستای لهستانی که کازیوک (کریستوف مایچرزاک) و خانواده اش در آن زندگی می کنند، اتفاقات زیادی نمی افتد. اما همه چیز با ظاهر شدن یک غریبه زیبا (جوانا سینکیویچ) در شهر تغییر می کند...
یک گردش در بیابان به یک بعد از ظهر مکاشفه تبدیل میشود، زیرا کمپینگهایی که در یک غار به دام افتادهاند، داستانهایی از عشق و شهوت را مبادله میکنند...
حسابدار اوگو فانتوززی ، پس از یک روز کاری سخت و جلسه مشاغل مشترک ، با خانواده به یک سفر می رود. متأسفانه ، بازگشت با یک شگفتی ناخوشایند مواجه خواهد شد...