همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در توکیوی آینده، دختری سامورایی به نام "روکا" تلاش می کند انتقام قتل پدرش را بگیرد. او یک پلیس و عضو گروهی ویژه است که مامورت دارند جنایتکاران جهش یافته را نابود سازند...
دسته ای از افراد پلیس، گروهی از گانگستر های شهر، و گله ای از مرده های متحرک با هم در نزاع و کشمکش هستند. و همگی قصد دارند به نحوی از این مخمصه جان سالم بدر ببرند...
پنج قربانی در چنگ دیوانگی: در فیلمی هولناک، پنج غریبه خود را در اعماق تاریکی سیاهچال زیرزمینی اسیر مییابند و دیوانهای بر سرنوشتشان چنگ انداخته است...
مکاینس نقش یک پدر حومهنشین را بازی میکند که به عنوان خبرچین پلیس برای یک سازمان تحقیقاتی فدرال کار میکند. پیشینه این شخصیت در هالهای از ابهام قرار دارد و افسران اطلاعاتی با همکاری او در تلاش برای کشف حقیقت گذشتهاش هستند.
مرد جوانی بنام «مایکل پیترسون» (تام هاردی) که بخاطر سرقت مسلحانه از اداره پست، محکوم به گذراندن ۷ سال زندان بوده است، به دنبال رفتار خشنش با نگهبانان نهایتا ۳۰ سال در بخش انفرادی زندان می ماند. در طول این مدت، مایکل پیترسون، آن پسر جوان ناپدید می شود و جای خود را به شخصیتی متضاد، بنام «چارلز برونسون» می دهد.
"OSS 117" جاسوسی فرانسویست که توسط مافوق هایش به عنوان بهترین در کار خود شناخته می شود. در سال 1967 او به ریو فرستاده می شود تا یکی از ماموران سابق نازی که پس از جنگ به آمریکای جنوبی تبعید شده را پیدا کند. او تمام برزیل را زیر پا می گذارد و...
هنگامی که یک پوکمون جدید ظاهر می شود که قادر به ایجاد ابعاد موازی است، به اش کچام و دوستانش بستگی دارد که مانع از استفاده یک غریبه مرموز از قدرت آن برای شیطان شوند!..
سال ۱۰۱۹۱ پس از میلاد، سیارهٔ آراکیس که به خاطر طبیعت بیابانی خود به «تلماسه» مشهور شده، به علت داشت مادهای ارزشمند به نام «اسپایس» در خاک خود که تنها به وسیلهٔ آن سفر ستارهای ممکن است برای سالهای طولانی مورد حمله و تجاوز خاندان «هارکنون» قرار گرفتهاست، اما ناگهان فرمانده آنها به علت نامعلومی به افراد خود دستور عقبنشینی میدهد...
یک گورکن ایرلندی زمانیکه یاغیها شهر پُر از صلح و صفای مرزیشان را تصرف میکنند، کارش رونق میگیرد اما زمانیکه تعداد تلفات افزایش پیدا میکند، خانوادهاش تهدید میشوند...
آگوست 1995: میکیا برای اولین بار با شیکی در یک کیمونوی سفید در یک روز برفی ملاقات می کند . بعداً، در مراسم سال اول دبیرستان، میکیا شیکی را در میان جمعیت می بیند و او را تعقیب می کند و خود را به او معرفی می کند. اما شیکی راز بزرگی را پنهان میکند: موجی از قتلهای عجیب و غریب در اطراف بسیاری از نقاط شلوغ رخ میدهد، و هیچ مظنونی وجود ندارد...
سپتامبر 1998: موجی از حوادث غیرعادی خودکشی که در آن چندین دختر دبیرستانی کشته می شوند ، اما هیچ یادداشتی برای خودکشی به جا نگذاشتند و ظاهراً دلیلی برای خودکشی نداشتند. در این مورد، هیچ رابطه ظاهری وجود ندارد. شیکی متوجه می شود که یک چیز مشترک است و نیروی عجیبی در سایه این مرگ های عجیب وجود دارد...