همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
پس از اختراع یک دستگاه ضد جاذبه، دانشمند توماس ادموندز و دخترش مری در مسابقات ملی هوایی در کلیولند، اوهایو در جستجوی خلبانی برای نشان دادن دستگاه شرکت میکنند و باب ریموند، از گشت مرزی ایالات متحده، انتخاب میشود.
خلبانان یک اسکادران نیروی هوایی سلطنتی در جنگ جهانی اول نه تنها با خطرات جسمی بلکه روحی در مبارزه خود برای زنده ماندن در هنگام مبارزه با دشمن روبرو هستند.
یک خلبان زن مشهور و یک عضو پارلمان به رابطهای عاشقانه کشیده میشوند. این رابطه میتواند برای هر دو نفر خطرناک باشد. آنها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش ریسک کردن را دارد یا خیر ؟...
جان دروری وارد شهر میشود و پس از نجات جان یک اسب، مورد استقبال مردم قرار گرفته و از او به عنوان یک قهرمان یاد میشود. مردم از او میخواهند که در مبارزه با شخص مرموزی به نام «هاوک» که سالهاست آنها را با سرقت، آتشسوزی و قتل آزار میدهد، رهبریشان کند.
وقتی دیوانه هذیانی، روکسور، دانشمندی را به امید استفاده از پرتو مرگش برای دستیابی به تسلط بر جهان می رباید، چاندو، هیپنوتیزور و یوگی قدرتمند با او مخالفت می کند.
یک زوج جوان پس از سرقت پولشان توسط یک خلافکار، به طور غیرمنتظرهای مورد حمایت سرکرده باند آن خلافکار قرار میگیرند. در حالی که خلافکار مذکور به دنبال انتقام از این زوج است، در یک درگیری کشته میشود و پلیس به اشتباه این زوج را متهم میکند.
تام مارکهام سرکارگر یک مزرعه تفریحی (دود رنچ) در آریزونا است. او برای ملاقاتی با صاحب مزرعه، جورج بروکس، به "شهر بزرگ" سفر میکند و پس از آن، دختر بروکس، الن را به مزرعه همراهی خواهد کرد. بروکس به تام درباره الماس «ریجنت» میگوید؛ یک سنگ با ارزش که بروکس آن را برای الن در یک انگشتر قرار داده است. رادنی استیونز، دوست الن، از این موضوع باخبر میشود.
جنگ داخلى امریکا. « جانى گرى » ( کیتن ) در زندگى اش دو عشق دارد: یکى لوکوموتیوى به نام « جنرال » و دیگراى دخترى به نام « آنابل لى » ( مک ). نیروهاى نفوذى شمالى « جنرال » را مى دزدند و در حالى که « آنابل لى » در یکى از واگن هایش به جا مانده، آن را به طرف مناطق خودى مى برند. « جانى » یک تنه به تعقیب لوکوموتیوش مى رود تا « جنرال » و « آنابل لى » را نجات دهد.
مامی، دختر یتیمی که در یتیم خانه مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود، توسط خانم کالدول، زنی مهربان با پسری به نام الکساندر پذیرفته می شود. مامی با پسر بچه برخورد می کند و به او لقب «زاندر» می دهد. وقتی خانم کالدول می میرد، مقامات تصمیم می گیرند که پسر باید در همان یتیم خانه ای که با مامی مورد بدرفتاری قرار گرفت، قرار داده شود. مامی، وحشت زده، تصمیم می گیرد که...
یک ستوان روس تحت تعقیب به یک مراقب نقابدار تبدیل می شود که به دنبال انتقام از مردی است که زمین خانواده اش را دزدیده است، اما به دام دختر جذابش می افتد...
یک توله سگ ژرمن شپرد توسط یک گله گرگ در شمال برفی و یخ زده بزرگ "پذیرفته شده" و توسط آنها به عنوان یکی از خود آنها بزرگ شده است. چند سال بعد او با یک تله روبرو می شود و یک مرد را از مرگ حتمی نجات می دهد و شروع به احساس خویشاوندی با او می کند که ...