همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک خواننده در یک ملک شوم برای نوشتن آهنگهای جدیدش اقدام می کند. شبح همسر کشته شده اش شروع به تعقیب او می کند، سپس شخصی که در واقع او را کشته است در عمارت حاضر می شود...
در عواقب یک حادثه در یک دبیرستان مرموز, وکیل مدرسه از تنها شاهد حادثه بازجویی میکند و شاگرد امیدوار است که بتواند در دادخواهی از مدرسه دفاع کند, در همین حال...
يک مامور امنيتی به اسم ديويد دان زمانيکه با قطار در حال بازگشت از محل کار به منزلش است، ناگهان قطار از خط خارج شده و دچار تصادم شديدی می شود. اما از بين صد و سی و دو نفر مسافر قطار تنها ديويد است که بطور معجزه آسایی بدون اينکه حتی يک زخم کوچک بر روی بدنش بوجود آمده باشد زنده می ماند. مدتی بعد يک کلکسيونر کتابهای کاميک به اسم اليجا پرايس که بخاطر استخوانهای شکننده ای که دارد به آقای شيشه ای معروف شده با او تماس می گيرد و فرضيه باور نکردنی ای را با ديويد مطرح می کند: او معتقد است که ديويد يک ابرقهرمان است که بدنش هيچ صدمه ای نمی بيند.
سارا لندون جوان ، هنگام بازدید از شهر کوچکی که یکی از دوستان دوران کودکی اش در آن درگذشت ، افسانه ای محلی را کشف می کند که می تواند پیامدهای مهلکی داشته باشد...
یک مرد و دوستش قصد دارند عمه عجیب و غریب اما ثروتمند مرد را از عمارت سرقت کنند. با این حال عمه ده ها گربه را در خانه خود نگه می دارد و این مرد از گربه ها می ترسد...
یک پیانیست مشهور، هر دو دست خود را در یک حادثه از دست می دهد. وقتی دستان جدید به او پیوند می خورند، او اطلاع ندارد آن دستها روزگاری متعلق به یک قاتل بوده اند...
اسکوبی دو و گروهش از عموی فرد دیدن می کنند تا در مورد یک مسافرخانه جنون زده دوران استعمار که او در تلاش است آن را به یک تفرجگاه تبدیل کند ، تحقیق کنند...
داستان فیلم درباره زوجی جوان است که خانه ای دور افتاده از شهر را خریداری میکنن و برای زندگی به آنجا میروند. اما در این خانه اتاقی پیدا میکنند که آرزوهای آنها را براورده میکند. بزرگترین آرزوی آنها بچه دار شدن است و …