همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان، زندگی یک قاتل حرفه ای را روایت میکند که با تزریق ماده فلجکننده به زنی اندوهگین، او را در معرض خطر مرگ قرار میدهد. این زن برای زنده ماندن، مجبور است پیش از آنکه بدن بیجانش به زمین بیفتد، فرار کند، مبارزه کند و پنهان شود.
میسون به خانه قدیمی اش که قرار است تخریب شود برمی گردد و دوربینی پیدا می کند که می تواند تصاویر گذشته را نشان دهد. او تصمیم می گیرد از این فرصت استفاده کند و خاطرات خانه را قبل از نابودی آن ثبت کند.
یک دانشمند هواشناس که در حال جشن گرفتن سالگرد ازدواجش است، مجبور میشود جشن را نیمهکاره رها کند تا خانوادهاش و تمام آمریکای شمالی را از یک طوفان بسیار مخرب و باورنکردنی نجات دهد.
مالک دوست دختر خود را که بسیار خشک و رسمی بود، برای تعطیلات کریسمس به خانهاش میبرد تا با خانوادهاش آشنا شود. اما خانوادهاش او را دوست ندارند و نمیپذیرند. در این میان...
این داستان، ماجرای زندگی یک بازیگر زن را روایت میکند که پس از برملا شدن راز پنهان و تاریک شوهرش، زندگیاش به کلی دگرگون میشود و با چالشهای جدیدی روبرو میشود.
فیلم "حقالسکوت" نشاندهندهی شکلگیری سبک هیچکاک در اوایل کارنامهی هنری اوست. این فیلم، که در زمان گذار به فیلمهای ناطق ساخته شده، عناصری از تکنیکها و مضامین او را به نمایش میگذارد که بعدها در آثار بزرگترش نمود پیدا کردند.
استلا آرزوی اداره رستوران خانوادگی اش و ازدواج با دوست پسرش را در سر دارد، اما وقتی زندگی اش از هم می پاشد، او از این فرصت استفاده می کند تا در لندن سرآشپز شود.
هنگامی که روث برای پرستاری از فرزندان خانواده هریس استخدام میشود، او و بچهها درمییابند که فرد دیگری نیز آنها را از نزدیک میپاید. روث و یاسمین ناچارند برای دفاع از خود و برادر کوچکترشان، میکا، به مقابله برخیزند.
پنگوئن سخنگوی محبوبی به نام «روی» توسط دو جنایتکار دزدیده میشود و کشورش را دچار هرج و مرج میکند. یک شوالیه مورد اعتماد و پسرش برای نجات او با هم متحد میشوند.