همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک دانشمند به دوران ماقبل تاریخ بازمی گردد و به دایناسورها با غلات جادویی تغذیه می کند که هوش آنها را افزایش می دهد - سپس آنها برای یک سری ماجراجویی های خنده دار در شهر مدرن نیویورک فرود می آیند....
آدام کارولینا را از دست گروهی هولیگان که قصد تجاوز به او را دارند نجات می دهد. خیلی زود با هم دوست می شوند و بعد وارد رابطه می شوند. با این حال، وقتی کارولین از گذشته آدام باخبر می شود، همه چیز تغییر می کند...
راجر رابیت، بیبی هرمان و خانم هرمان در پارکی که در پارک Yellowstain کمپ میکنند، خانم هرمان قصد دارد به شکار برود و راجر را مسئول مراقبت بچه هرمان می کند ...
گروهی از نوجوانان پردردسر توسط مددکاران اجتماعی در خلوتگاهی در کالیفرنیا هدایت میشوند، بدون اینکه بدانند جنگلهایی که در آن کمپ میکنند توسط کنههای جهشیافته و خونمکنده آلوده شده است...
"میراندا پرسلی" از نیویورک به نشویل می رود تا به یک آهنگساز تبدیل شود. در یک مصاحبه ناموفق او با "جیمز رایت" با استعداد آشنا می شود. در طول تنها چند روز آنها با هم ازدواج می کنند و...
پیتر، مدیرعامل جوانی که از بازی کثیف اجتناب میکند، با یک منشی موقت جدید به نام کریس آشنا میشود. کریس که باهوش و کارآمد است، به پیتر کمک میکند تا با همکاران ناجوانمرد خود مقابله کند...
در راه بازگشت از پیش روانپزشک بروکلین، "ویک"، دخترش جولی و خواهرش استیسی بنزین کم میآورند. آنها بزرگراه را ترک میکنند تا به دنبال پمپ بنزین بگردند – اما در نهایت در جنوب برانکس سرگردان میشوند. یک باند جوانان تحت رهبری "آیس" سادیستی ماشین آنها را متوقف کرده و شروع به تهدیدشان میکنند. وقتی جولی با وحشت رانندگی میکند و فرار میکند، به یکی از موتورهای آنها آسیب میرساند. "آیس" احساس تحریک شدن میکند و تصمیم میگیرد...
دو لوله کش بروکلین، ماریو و لوئیجی، باید به بعد دیگری سفر کنند تا شاهزاده خانمی را از دست دیکتاتور شیطانی پادشاه کوپا نجات دهند و او را از تسلط بر جهان باز دارند.
گرما، آفتاب، سواحل و تفریح - بالاخره تابستان است و خانواده سان قصد دارند به یونان بروند. اما همه موافق نیستند - پدر رودولف چیز دیگری می خواهد و از اینکه تعطیلات ماهیگیری محبوبش به نظر می رسد به جایی نمی رسد ناراحت است...