همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
سازندگان سینما تصمیم گرفتهاند تا انیمیشن کلاسیک دیزنی، "سفیدبرفی و هفت کوتوله" که در سال ۱۹۳۷ ساخته شده است را با استفاده از بازیگران واقعی به یک فیلم سینمایی تبدیل کنند.داستان فیلم درباره شاهزاده خانمی است که برای نجات پادشاهیاش از دست ملکه بدجنس، با هفت کوتوله همراه میشود.
زندگی یک زوج جوان مغولی زمانی که تغییرات آب و هوایی آنها را مجبور به ترک خانه روستایی خود به مقصد شهر میکند، از ریشه ویران میشود، جایی که باید با شیوه زندگی ناآشنا سازگار شوند.
وقتی یک باکتریشناس جوان شاهد یک تصادف رانندگی میشود، درگیر زندگی متوفی میشود و این باعث میشود که فقدان سرکوبشدهی فرزند متولد نشدهاش را تجربه کند.
یک رزمیکار سابق که برای آموزش سه خواهر ثروتمند اردنی استخدام شده است، متوجه میشود که «شغل رویایی» او نگرانکننده شده است، زیرا این زنان جوان منزوی تحت نظارت مداوم هستند و هیچ علاقهای به این ورزش نشان نمیدهند. واقعاً چرا او استخدام شده است؟
معرفی کارگر به محیط معدن و تجربه کار روزمره در تونلهای قدیمی، که همواره با خطر حوادث و بلایا همراه است و کارگران را پیوسته در شرایط دشوار قرار میدهد.
فیلم داستان زن جوانی را روایت میکند که در جنگ جهانی دوم به روستایی پناه میبرد. او در آنجا متوجه میشود که ستاد فرماندهی هیتلر در نزدیکی آن روستا قرار دارد.
پژوهشگران در اتریش، ضمن جستجوی اسناد نازی، رازی تاریک را زیر یک خانه روستایی کشف میکنند. گانر هولبروک، مهاجری که پیگیر این راز است، سلامت روانیاش به خطر میافتد و مجبور میشود برای نجات خود با نیرویی اهریمنی بجنگد.
ماوی، زنی که در آلمان بزرگ شده، بهطور ناگهانی از اصلونسب اشرافی خود در ترکیه باخبر میشود. با ورود به این دنیای جدید و پر از تجملات، هویت تازه او بر رابطهاش تأثیر میگذارد و آن را دستخوش چالشهایی جدی میکند.
جوزف گوبلز در مقام وزیر تبلیغات، به تولید فیلمها و تصاویری میپردازد که هدفشان آمادهسازی مردم آلمان برای پذیرش جنگ تمامعیار و هولوکاست است. پس از شکست قطعی در جنگ، او آخرین و رادیکالترین اقدام تبلیغاتی ممکن برای خود را طراحی و به اجرا درمیآورد.
این داستان، رفتار آنلاین و نوع محتوای مصرفی را از نگاه یک دختر نوجوان روایت میکند که بینندگان را به دنیای رویاها و کابوسهای خود میبرد. او که در مرز بین خیال و واقعیت سرگردان است، تحت تاثیر یک یوتیوبر مرموز و نگرانکننده به نام پاتریشیا کما قرار میگیرد.
پدر جوانی، در آپارتمان اجارهای خود که مهمان قبلیاش در آن خودکشی کرده، جعبهای مرموز پیدا میکند. پس از آن، توسط نیرویی شیطانی تسخیر میشود که زندگیاش را به نابودی میکشاند.
این فیلم به میراث هنری لنی ریفنشتال و ارتباط او با رژیم نازی میپردازد و خودانگارهای را که او از خود ارائه میداد، با شواهدی از آگاهیاش نسبت به جنایات این رژیم مقایسه میکند.
آنا و دخترش لنا پس از یک اتفاق تلخ، به سوئیس پناه میبرند. اما رفتارهای لنا آرامش جدیدشان را به هم میزند تا اینکه ملاقاتی غیرمنتظره، زندگی آنها را متحول میکند.
اُرسولیا، مأمور اجرای قانون در شهر کلوژ-ناپوکا، پایتخت ترانسیلوانیا، مأموریت مییابد تا مردی بیخانمان را از یک زیرزمین تخلیه کند. این اقدام، عواقب ناگواری به دنبال دارد و اُرسولیا را با یک دوراهی اخلاقی عمیق روبرو میسازد که او را در مسیر حل آن به چالش میکشد.
این داستان در مورد چهار دوست به نامهای جولیو، جما، پائولو و ریکاردو است که زندگی آنها طی چهل سال، تاریخ ایتالیا از دهه ۸۰ تا امروز را روایت میکند و به عشقها، موفقیتها و شکستهایشان میپردازد.