همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
این مستند که نام دیگر آن Bruce Lee,My Brother نام دارد داستان زندگی بروس لی را از زبان برادرش نقل می کند.و زندگی بروس لی از کودکی تا نوجوانی و جوانی و فراز و نشیب های زندگی این شخصیت بزرگ در قالب این مستند به نمایش درامده است…
یکی از افراد یاکوزا که فردی سادیستی-مازوخیستی بنام «کاکیهارا» است، به دنبال رئیس گم شده اش می گردد، که در این بین به قاتلی روانی بنام «ایچی» بر می خورد و …
چن زن، دانشجوی چینی دانشگاه توکیوی ژاپن، به شهر خود شانگهای برمیگردد و میفهمد که استاد رزمیاش کشته شده و ژاپنیها مرتب هم باشگاهی های او را اذیت میکنند...
در امن ترین شهر اسیا یک فرد ناشناس با اداره پلیش تماس گرفته و از وقوع یک جنایت خبر می دهد در همین حین 5 مامور کارکشته برای این ماموریت بسیج و اماده به خدمت می شوند که ....
گروهبان مایک هو در یک ماموریت شبانه اسلحه خود را از دست می دهد و بیم آن می رود که گروه های تبهکاری از روولور او استفاده کنند و کار به نام گروهبان و اعضای تیمش تمام شود. و از طرفی تیم گروهبان هو هیچ اطمینایی نسبت به دیگر افراد پلیس ندارد و آنها مجبورند خودشان اطلاعات و سوابق گروه های جنایتکار را بدست بیاورند.........
داستان در مورد خانم پلیسی است که اخیرا با یک جمع کننده ی اجناس هنری و علاقمند به هنر آشنا شده است. اما موضوع به اینجا ختم نمی شود. هر چه که پیش می روند خانم پلیس مشکوک می شود و کم کم در می یابد که با یک قاتل و آدم کش بجای یک هنردوست روبرو است...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 24 جایزه دیگر.
این فیلم داستان واقعی کریس گاردنر سیاه پوست، خرده فروش اسکنر های پزشکی در سال ۱۹۸۱ است که به همراه لیندا و پسر کوچکش کریستوفر در سانفرانسیسکو زندگی بسیار سختی دارند. وضع مالی کریس بسیار بد است. ا و که توانایی پرداخت اجاره خود را ندارد صاحبخانهاش بیرونش کرده و از این رو لیندا نیز او را ترک میکند. کریس که هم باید پدر خوبی باشد و هم خرج کریستوفر را تامین کند دچار مشکل شده است. کریس سعی میکند در شرکتی استخدام شود و از سویی باید کریستوفر را حفظ کند مبارزه سختی برای زندگی کردن پیش روی کریس قرار دارد...
وین دوباره بازگشته و اینبار تصمیم دارد با دوستش یک کنسرت راک ترتیب دهد. در همین حال رئیس دوست دخترش به او نظر دارد و وین باید هرچه سریعتر دوست دخترش را به لس آنجلس منتقل کند...
«وين کامبل» نوجوان (مايرز) و دوستش، «گارت آلگار» (کاروي)، از زيرزمين خانه ي «وين» يک برنامه تلويزيوني کابلي به نام «دنياي وين» پخش مي کنند و در آن افکار شخصي خود را در باب زندگي نوجوانانه يا موسيقي «هوي متال» با مردم در ميان مي گذارند. «بنجامين آليور» (لو)، يک مدير تلويزيوني زرنگ و جاه طلب به طور تصادفي اين برنامه را مي بينيد و جلب آن مي شود...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 6 جایزه دیگر.
« گلادیس آیلوارد » ( برگمن ) ، پیشخدمت خانوادگى « سر فرانسیس جیمیسن » ( اسکوایر ) ، با شنیدن این موضوع که یک زن میسیونر مسیحى انگلیسى به نام « لاسن » ( سیلر ) در کوههاى شمال چین مهمانخانهاى دارد و تلاش مىکند تا بىدینها را به مسیحیت دعوت کند ، تصمیم مىگیرد به او بپیوندد .