همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
چارلز (سیمون جی برگر ) و عمویش رالف دو سارق حرفهای ماشین هستند در آخرین سرقت آنان ، رالف کشته میشود و چارلز برای انتقام،گروه حرفهای خلافکاری را تشکیل میدهد…
یک گروهبان پلیس دستور پیدا می کند تا تحقیق در مورد جنایات یک مافیا را به دلیل نداشتن مدارک کافی متوقف سازد. پس از مدتی او به دنبال دوست دختر رئیس می رود تا مدارک کافی را بدست آورد و…
کارگاه یونا لینا(توبیا زیلیا کوس) از دکتر اریک بارک(میکائیل پِرش برانت) می خواهد تا با استفاده از روش هیپنوتیزم ژوزف پسر نوجوان بازمانده از قتل عام بی رحمانه خانواده اش را به حرف آورد. دکتر بارک کم کم به نتایجی می رسد اما ناشناسی پسر خود او را می دزدد و به او هشدار می دهد در صورتی که دست از هیپنوتیزم برندارد او را خواهد کشت. کارگاه لینا با کمک دکتر بارک پی می برد که لیدیا مادر حقیقی ژوزف عامل قتل عام بوده و در این راه ژوزف را وادار به کشتن افراد خانواده اش کرده است. آنان با کمک سیمونه (لِنا الین) همسر دکتر بارک محل اختفای لیدیا -را پیدا می کنند و پسربچه را نجات می دهند اما لیدیا کشته می شود…
برنده 1 جایزه BAFTA Film Award. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
جزيره ي يوتلند. «الکساندر» (يوزفسون)، استاد دانشگاه، پس از شنيدن خبر يک بحران عظيم هسته اي نذر مي کند که در صورت بازگشت دنيا به وضع عادي، هر چه را که دارد واگذار کند.
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
در آیندهی دور که دنیا به دو قسمت تقسیم شده، یک شورشی که فقط برای کشتن آموزش دیده راهی برای وارد شدن به گروهی از انسانهای با قدرتهای عجیب پیدا می کند و...
این فیلم مستند در مورد یکی از بهترین آشپزهای دنیا می باشد که رستورانش در سال های ۲۰۱۰ ، ۲۰۱۱ ، ۲۰۱۲ و ۲۰۱۴ برنده جایزه بهترین رستوران دنیا شده است. آشپز Rene Redzepi داستان زندگی و راز موفقیتش را در قالب یک این فیلم مستند بیان میکند...
"فرانک" فروشنده مواد مخدر موفقی است تا اینکه معامله بزرگی انجام می دهد و توسط پلیس دستگیر می شود.او موفق می شود بسته مواد مخدر را در یک رودخانه بیاندازد اما با اینکار بدهی بزرگی به وجود می آورد.او مجبور می شود در دنیای زیرزمینی کپنهاک در جستجوی پول باشد...
پروفسور "مایکا آرمسترانگ" به همراه دستیار و نامزد خود "سارا شرمن" برای شرکت در کنفرانسی عازم استکهلم می شوند."مایکل" قصد دارد مدتی را در آنجا بماند و "سارا" باید به خانه بازگردد.اما "سارا" او را تعقیب کرده و متوجه می شود او به سمت آلمان شرقی می رود...
“ژولیان” با اسکورت زنان سالخورده در لس آنجلس برای خود کسب و کار پر منفعتی راه اندازی کرده است.او با “میشیل”،همسر یک سیاستمدار محلی رابطه برقرار می کند.یکی از مشتریان او به قتل می رسد و کارآگاه “ساندی” او را وادار می کند در مورد دیگر مشتریانش اطلاعات دهد…
داستان فیلم در مورد پلیسی است که به تازگی پدر و مادر خود را از دست داده است و از استکهلم به نورلند در سوئد می آید تا به برادر خود بپیوندد در همین حین حال بر روی یک پرونده کار می کند و دیری نمیگذرد که متوجه می شود برادر خودش نیز درگیر این ماجراست و ...
3 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
فيلم با طنز جالب و ديالوگ هاي فراوان، موضوع روابط عاشقانه ميان چند زن و مرد را به چالش مي کشاند، يک جورهايي فيلم حکايت همان پند مهم هميشگي است که هرکسي بايد با آنکه مطابق طبعش است زندگي کند. برگمان با نگاهي پيچ در پيچ در اين فيلم عشق و ازدواج را در زواياي محتلف به ترسيم کشيده است
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 14 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
سال 1959. «اینگمار یوهانسون» (گلانسلیوس) در آستانه ی بلوغ قرار دارد و مادرش (لیدن) مریض و پدرش در سفر است. او را می فرستند تا مدتی را نزد «عمو گونار» (وون برومسن) بگذارند، اما آن جا احساس بیگانگی می کند و دوری از سگش را تاب نمی آورد. با این حال آرام آرام به محیط خو می کند.
فیلم درباره فاصله احساسی بین دو خواهر است.خواهر کوچکتر به اندازه کافی جذاب است که در شهری عجیب یک معشوق بدست بیاورد.اما خواهر بزرگتر تلاش می کند فقط یک ارتباط انسانی برقرار کند و...
“کارل” نه ساله از بیماری سل رنج برده و می داند که بزودی خواهد مرد.اما برادر بزرگترش “جاناتان” تلاش می کند او را دلداری داده و قول می دهد یک روز یکدیگر را در شهری جادویی در آنسوی ستاره ها خواهند دید.”جاناتان” در یک آتش سوزی جان خود را از دست داده و “کارل” مدت کمی بعد از آن می میرد.آنها یکدیگر را در آن شهر ملاقت می کنند …
در یکشنبه ای زمستانی،کشیش یک کلیسای کوچک برای گروه کوچکی سخنرانی می کند در حالی که در سرماخوردگی و بحران در اعتقاداتش رنج می برد.پس از سخنرانی او به ماهیگیری که دچار اضطراب است مشاوره می دهد اما فقط از رابطه مشکل دارش با خدا صحبت می کند...