همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مانند همه زوج های دیگر ، یک زوج جوان عاشق هم هستند. مانند همه زوج های جوان این زوج دارای فرزندانی هستند. ولی آنها با قبول کردن زندگی در خانه ی پدر مرد خانواده ، آزادی خود را صلب می کنند. دیگر زندگیشان مانند سابق نیست….
فیلم در مورد یک زوج بنامهای «ماریون» و «مینگوس» هست که هرکدامشان از رابطه قبلی یک فرزند بهمراه دارند. آنها به خوبی و خوشی در نیو یورک زندگی می کنند، تا اینکه خانواده ماریون تصمیم میگیرند از فرانسه به دیدن آن ها بیایند…
“رینت” و “میرابل” دو دختر جوان هستند.”رینت” در حومه شهر و “میرابل” در پاریس زندگی می کنند.آنها همدیگر را در تعطیلات ملاقات کرده و به یکدیگر علاقه مند شده و تصمیم به زندگی در پاریس می گیرند.اما وقتی شخصیتهای متفاوتی دارند زندگی کردن با همدیگر آسان نیست..
جسد زن جوانی را در تاکستانی در جنوب فرانسه پیدا می کنند. او برای گشتن تمام منطقه جلوی اتومبیل ها را می گرفته و شب ها در کیسه خوابش می خوابیده است. طی یک سری رجعت به گذشته، آدم هایی که در چند هفته ی آخر زندگی اش او را ملاقات کرده اند از تأثیری که «مونا» (بونر) روی آنان گذاشته می گویند.
“بابی” قاتلی روان پریش و زندانی ایالتی نزدیک مرز کانادا که قرار است اعدام شود؛ او دو تبهکار خرده پا به نام های “ند” و “جیم” را مجبور می کند تا برای فرار از زندان به او کمک کنند. بعدتر در شهری کوچک آن دو به جای دو کشیش اشتباه گرفته می شوند…
"لوکاس" که به تازگی از زندان بیرون آمده، تصمیم می گیرد زندگی اش را تغییر داده و مانند یک شهروند نمونه رفتار کند. اما وقتی او توسط یک سارق در بانک به گروگان گرفته می شود، هیچ پلیسی باور نمی کند که او در ماجرا دست ندارد...
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 13 جایزه و نامزد دریافت 11 جایزه دیگر.
فرانسه،پیش از جنگ جهانی اول.هر یکشنبه،پسر نقاشی سالخورده به همراه همسر و سه فرزندش به دیدار او که در حومه شهر زندگی می کند می رود.سپس “ایرن” دختر او از راه می رسد.او همیشه عجله داشته و تنها زندگی می کند…
ماجرای فیلم درباره زندگی زنی است که بعد از تصادف وحشتناک همسرش و به کما رفتن شوهر و برادر شوهرش دچار هرج و مرج و مشکلات فراوانی می شود داستان با تم عاشقانه و البته ترسناک البته نه از نوع "گرگ و میش” ولی در کل در این کسادی اکران فیلم های ترسناک فیلم مناسب و خوبی است مگر این که بخواهید تا تابستان و اکران فیلم های ترسناک سال جدید صبر کنید…
فیلم کمدی سیاهی در مورد انزوا و تنهایی دنیای مدرن بوسیله ماجراجویهای سه مرد را به تصویر می گذارد.ابتدا "آلفونس" مردی بیکار معرفی می شود.همسایه او یک بازرس پلیس است و مرد سوم قاتل همسر "آلفونس" است که وارد ماجرا می شود...
“ژولیان” با اسکورت زنان سالخورده در لس آنجلس برای خود کسب و کار پر منفعتی راه اندازی کرده است.او با “میشیل”،همسر یک سیاستمدار محلی رابطه برقرار می کند.یکی از مشتریان او به قتل می رسد و کارآگاه “ساندی” او را وادار می کند در مورد دیگر مشتریانش اطلاعات دهد…
«ژنرال زد» (استامپ) و هم دستانش «اورسا» (داگلاس) و «نون» (اوهالوران)، به طرز غير منتظره اي در اثر انفجار يک بمب هيدروژني در فضا از اسارت آزاد مي شوند و براي گرفتن انتقام از«سوپرمن» (ريو)، پسر «جورال»، به زمين مي آيند...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 24 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
“اوتوباتها” باید حمله ای همه جانبه به سیاره خود از طرف موجودی قدرتمند به نام “یونیکورن” را متوقف ساخته و از طرف دیگر از خود در مقابل “دیسپتیکانهای” شرور دفاع کنند…
نيويورک. «شردر» (سايتو)، استاد ياغي نينجا، بچه هاي ناراضي شهر را جمع کرده و با تشکيل گروهي به نام «فوت» مردم را غارت و تهديد مي کند. تا اين که موجودات مرموزي زن خبرنگاري به نام «اونيل» (هوگ) را که از مخالفان فعال اين جنايت هاست، از دست اوباش نجات مي دهند. اين موجودات، لاک پشت هاي نينجاي دگرگون شده ي نوجوان هستند...
برنده 2 جایزه اسکار. همچنین 14 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
استانبول، سال 1970. «بيلي هيز» (ديويس)، دانشجوي امريکايي، به دليل هم راه داشتن دو کيلو حشيش در فرودگاه دستگير مي شود و پس از يک تلاش ناموفق براي فرار، به زنداني مخوف منتقل مي شود. او که به چهار سال حبس محکوم شده، سعي مي کند تا خود را با شرايط سخت آن جا وفق دهد...
پایان قرن بیستم،شهر کوچکی در فرانسه."جولین داون" روزنامه نگاری است که همسرش "جولی" یک دهه قبل از دنیا رفته است.او تمام وسایل همسرش را در یک اتاق سبز جمع آوری کرده است.وقتی یک آتش سوزی اتاق را نابود می کند او کلیسای کوچکی ساخته و به همسر و دیگر اشخاص مرده تقدیم می کند...