همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
کاپیتان دکستر، افسر سواره نظام، در حین انتقال محموله ارزشمندی از طلا مورد حملهی راهزنان قرار میگیرد و به اشتباه به سازماندهی این حمله متهم میشود. پس از فرار از زندان، او برای اثبات بیگناهی خود و یافتن مجرمان واقعی تلاش میکند.
این فیلم داستان زوجی را روایت میکند که با مشکل لذت نبردن زن از رابطه دست و پنجه نرم میکنند. شوهر برای حل این مشکل به دنبال راهکارهای درمانی است و فیلم به طور صریح و بدون هیچ ابهامی به این موضوع میپردازد.
5 سال پس از قتل دختر 6 ساله یک مادر، او تماس تلفنی از کسی دریافت میکند که ادعا میکند دخترش است. یک پلیس بازنشسته و یک خبرنگار به او کمک میکنند. ممکن است یک گروه مخفی به نام بینام در پس تمام این ماجرا باشد.
این داستان به زندگی و آثار دومنیکوس تئوتوکوپولوس، هنرمند مشهور اسپانیایی میپردازد. الگرکو که به خاطر سبک نقاشی خاص و موضوعات مذهبی آثارش شناخته میشود، هنرمندی بود که همواره برای آزادی و بیان عقایدش میجنگید.
یک مامور حرفهای بنام «کلیوس» توسط تبهکاری بنام «ورونا» مسموم شده، بطوری که اگر ضربان قلبش پایین بیاید، می میرد. اکنون او به دنبال ورونا است تا وی را به قتل برساند.
در مکزیکوسیتی دهه 1950، یک مهاجر آمریکایی حدوداً چهل و پنج ساله، زندگی منزوی خود را در میان یک جامعه کوچک آمریکایی سپری میکرد. با این حال، ورود یک دانشجوی جوان، این مرد را بر آن داشت تا بالاخره ارتباطی عمیق و معنادار با کسی برقرار کند.
مارتین و ماریانا افرادی اندکی آسیب دیده اند که در ساختمان هایی درست روبروی یکدیگر زندگی می کنند. در حالی که آنها اغلب متوجه یکدیگر نمی شوند ، جدایی ممکن است همان چیزی باشد که آنها را به هم نزدیک می کند.
گابریلا، یک قاتل زنجیرهای، از کودکی به قتل علاقه داشته و آلبومی از پروندههای جنایی جمعآوری کرده است. او در آخرین قتل خود در میامی به سرنخی دست پیدا میکند که پلیس از آن بیخبر است.
پس از جدایی دردناک، بن دچار بی خواب می شود. او برای از بین بردن زمان، شروع به کار در شیفت آخر شب در سوپرمارکت محلی میکند، جایی که تخیل هنریاش بیحرکت است.
چند نفر در آسانسور آسمان خراشی گیر کرده اند و امدادگران نمی توانند راهی برای کمک به آنها پیدا کنند. پس از مدتی توسط نیروی نامشخصی مرتبا مورد حمله قرار می گیرند و آنها متوجه میشوند که شیطان در بین یکی از آنهاست …
هنگامی که یک اعجوبه پیانوی کالج سعی می کند به مادرش در مرکز توانبخشی سر بزند ، توسط فروشنده مواد مخدر او گروگان گرفته می شود و در یک ماجراجویی وحشیانه همراه می شود...