همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
کارلوس و النا قصد دارند از هم جدا شوند، اما درست لحظه ای پیش از امضای برگه های طلاق، یک نفر از راه می رسد و به آن ها پیشنهاد می دهد به گذشته برگردند و فرصتی دوباره داشته باشند. آنها به سال 1994، یعنی سالی که برای اولین بار با هم آشنا شدند، سفر می کنند و ماجراهایی خنده دار و احساسی را تجربه می کنند و...
در بیابانهای ناهموار و پرخطر مرزی کلمبیا و ونزوئلا، افرادی که به "پیمپینروس" شهرت دارند، با ریسک جان خود، اقدام به قاچاق سوخت غیرقانونی در این منطقه میکنند.
کورینا، زنی بیست ساله که به دلیل شرایطی خاص، از خانه خارج نمیشود، به طور اتفاقی مجموعۀ داستانی مشهور انتشاراتی که در آن کار میکند را به خطر میاندازد. او برای حفظ شغل و اعتبار شرکت، مجبور میشود بر ترسهای خود فائق آید و با همراهی کارلوس، برای پیدا کردن نویسندهای اسرارآمیز، رهسپار سفری شود.
داستان دربارهی زنی به نام برنیس است که پس از مرگ مادرش به زادگاهش بازمیگردد و در آنجا با گذشتهی تاریک کودکیاش و نیروهای شیطانی ماوراءالطبیعهای مواجه میشود.
داستان دربارهی مادر پرانرژی است که فرصتی برای رفتن به میامی پیدا میکند. اما بچهها با ترک دوستانشان مخالفاند و این موضوع منجر به یک جدال خندهدار میشود.
عیسی و ماریا زوجی هستند که در روابط خود با چالشهایی روبرو هستند. با این حال، آنها به تازگی صاحب فرزند شدهاند. برای سامان دادن به زندگی جدید خود، تصمیم به خرید یک میز قهوهخوری جدید میگیرند. تصمیمی که زندگیشان را متحول خواهد کرد.
پنج دوست که برای خرید به منطقه مرزی میان ایالات متحده و مکزیک رفتهاند، ناخواسته در معرض حمله قاتلان اجیرشده (سیکاریو) قرار میگیرند. با این حال، مشخص میشود که هدف اصلی این قاتلان، گروهی به نام مورسیهلاگوس است.
موران، کارمند بانک، نقشه سرقت پول از بانک را میکشد تا دیگر مجبور به کار نباشد. او همدست خود را برای مخفی کردن پول انتخاب میکند، اما به زودی تحت فشار تحقیقات، همدستش با زنی آشنا میشود که او را برای همیشه تغییر میدهد.
در پس چهرهی پرفروغ و جهانیِ آنیتا، ستارهی مشهور، شخصیتی به نام لاریسا پنهان است که تنها افراد نزدیک و صمیمی از وجود او آگاهند. از دریچهی نگاهِ یک عشق قدیمی، شاهدِ آشکار شدنِ ماهیتِ حقیقیِ او هستیم؛ لاریسا در کشاکشِ چالشهای شخصی، مسیری نو در زندگیاش مییابد.
لیدیا در حالی که باردار تنها فرزندش والریا بود، توانست از دیکتاتوری ستمگر آرژانتین به اسپانیا فرار کند. ۳۶ سال بعد، او توسط سیستم قضایی آرژانتین احضار میشود تا در پروندهای که منجر به تبعیدش شد، شهادت دهد.