همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان فیلم در مورد دوستی بین دو زن جوان در یتیم خانه ای در یک پناهگاه در صومعه سرایی در رومانی هست. اکنون برای رسیدن به دوست خود که در آلمان زندگی می کند درصدد ترک آنجا می باشد اما …….
چارلی افسر پلیس ساده ای در رود آیلند است که همه مردم او را دست می اندازند. کسی او را جدی نمیگیرد حتا نامزدش تنها پس از ازدواج با او به او خیانت میکند و در حالی که سه پسر حاصل از روابط نامشروع را پیش چارلی میگذارد با مرد کوتوله سیاه پوستی فرار میکند. این اتفاقات موجب نوعی سرخوردگی در چارلی میشود و به مرور زمان شخصیت شیزوفرنی جدید به نام هنکس در وجود او شکل میگیرد. هنکس بر خلاف چارلی شخصیتی شرور از یک پلیس خشن و مردم آزار است. اداره پلیس احساس میکند که چارلی نیاز به مدتی استراحت و سفر دارد از همین رو چارلی را به عنوان اسکورت آیرین به خاطر یک سلسله سوء تفاهمات ارتباطی (با محبوب سابقش)، تا نیویورک اسکورت کند تا در آنجا بازجوئی شود...
یک سلاح بیولوژیکی آزمایشی منتشر میشود که هزاران نفر را به موجوداتی شبیه زامبی تبدیل میکند. حالا یک گروه از بازماندگان باید برای متوقف کردن این موجودات و کسانی که پشت انتشار این سلاح بودند، تلاش کنند.
«ملانی کارمایکل» (ویدرسپون)، طراح مد موفق با پسر شهردار نیویورک نامزد کرده است. اما او کارهای ناتمامی دارد که باید آن ها را به سرانجام شان برساند. «ملانی» در منطقه ای فقیر در جنوب امریکا بزرگ شده و در نوجوانی با «جیک پری» (لوکاس)، هم کلاسی اش ازدواج کرده و بعد یک باره او را رها کرده و به شرق آمده و زندگی تازه ای را آغاز کرده است. او حالا باید به زادگاهش پیجین کریک در آلاباما برگردد…
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 17 جایزه و نامزد دریافت 33 جایزه دیگر.
پنج سرباز فرانسوی در میدان جنگ با آلمانی ها به دلیل تلاش برای فرار از جبهه، در دادگاه نظامی محکوم به مرگ می شوند؛ به همین دلیل آنها را در مرز میان خود و آلمانها بدون هیچ تجهیزاتی رها می کنند. از طرفی ماتیلدا(توتو) نامزد یکی از انها، کشته شدن نامزدش را باور ندارد و برای یافتن او به کمک یک کاراگاه تلاش بسیاری می کند و به دنبال کسانی که درگیر این ماجرا بودند، می رود. همزمان با او نامزد یکی دیگر از آنها در حال انتقام گرفتن از عاملان این ماجرا است. اما زنده ماندن یکی از آن سربازها حقایق را آشکار می کند...
فیلم داستان دختری( آنجلا) را تعریف می کند که در رشته سینما تحصیل می کند و عنوان پایان نامه خود را “بررسی نمایش خشونت در صدا و تصویر” برگزیده است. در طی داستان او به فیلمی واقعی دست پیدا می کند که دختری را بر روی صندلی شکنجه می دهند و سپس با اره برقی تکه تکه می کنند
سه دوست دوران بچگی بنام های دن، تام و جری به یاد دوست خود بیلی که در تصادف کشته شده و نیز برای پیدا کردن گنجی که رویای کودکی آنهاست عازم سفری پرخطر در جنگی دور افتاده می شوند. در این سفر آنها قایق خود را از دست می دهند و مجبور می شوند پیاده تا محل گنج پیش بروند...
دندان پزشکي امريکايي به نام «نيک» (پري) زندگي چندان روبه راهي با همسر فرانسوي - کانادايي خود، «سوفي» (آرکت) ندارد. تا اين که آدم کشي مافيايي به نام «جيمي» (ويليس) به همسايگي آنان نقل مکان مي کند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 20 جایزه دیگر.
یک گنگستر خشن بنام «دان لوگان» از یک سارق بازنشسته که تخصصش در باز کردن گاوصندوق است، کمک می گیرد تا آخرین و بزرگترین سرقت عمرش را انجام دهد. اما این کار برای هردوی آن ها گران تمام می شود...
«بنجامین بری» یک متخصص تبلیغاتی و همینطور مورد علاقه خانم هاست، که برای برنده شدن در یک رقابت شرط می بنند که می تواند کاری کند یک زن در طول ۱۰ روز عاشق او شود...
ست گکو (جرج کلونی) و برادر کوچکترش (کوئنتین تارانتینو) پس از اینکه سرقت مسلحانه خونینی را در تگزاس انجام می دهند، تصمیمی دارند از مرز گریخته و وارد مکزیک شوند. آنها یک کشیش و دو فرزندش را گروگان می گیرند تا آنها را از مرز عبور دهند. آنها غروب آن روز و پس از عبور از مرز به یک کلوب می رسند که افراد مشکوکی در آنجا هستند. آنها تصمیم می گیرند شب را در آنجا سپری کنند اما پس از مدتی پی می برند که صاحبان آنجا عده ای خون آشام هستند و اکنون برای نجات جانشان بایستی با آنها مقابله کنند.
این فیلم شامل چهار داستان در هم آمیخته در شب هالووین است. دانش آموز دبیرستانی ساده ای که یک زندگی مخفی بعنوان قاتلی سریالی دارد، دختری که فکر می کند مرد مناسب زندگی اش را پیدا کرده است، زنی که از هالووین متنفر است و باید با شوهرش که برعکس اوست سر و کله بزند، و ...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 20 جایزه دیگر.
مأمور امنيتي «هري تاسکر» (شوراتسنگر) که خانواده اش گمان مي کنند فروشنده ي کامپيوتر است با يک گروه تروريستي درگير مي شود و نقشه ي آنان را براي نابود کردن شهرهاي امريکا عقيم مي گذارد.
ريچارد پيمنتل جواني صاحب استعداد سخنوري براي جمع است. اما سرمشق او در اين کار دکتر بن پادرو به او مي گويد که تنها داشتن استعداد سخنوري کافي نيست. بايد صاحب انگيزه و ديدگاهي باشي تا سخنانت معني و ارزش داشته باشد. ريچارد که سرخورده شده، در ارتش ثبت نام کرده و به ويتنام مي رود. مدتي بعد در اثر انفجار خمپاره، شنوايي خود را تا حدود زيادي از دست داده و به وطن بازمي گردد. او اينک يک معلول به حساب مي آيد و به همين خاطر اولياي دانشگاه از پذيرش او شانه خالي مي کنند…
فیلم داستان موازی زندگی دو مرد است که دچار وسواس های ج.ن.س.ی هستند یکی از آزار و اذیت زنان لذت می برد یکی از تجربه داشتن رابطه در خیابان با افراد سرگردان و بی خانمان ...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
سال 2200 . « فرمانده آدامز » ( نيلسن ) با سفينه اش در سياره ى آلتر 4 فرود مى آيد و به هشدارهاى « دكتر موربيوس » ( پيجين ) ، عضو گروهى گم شده كه بيست سال پيش از زمين به اين سياره فرستاده شدند ، وقعى نمى نهد . روباتى همه فن حريف به نام « روبى » به پيشواز « آدامز » و افرادش مى رود و آنان را به خانه ى « موربيوس » مى برد .
خلافکاری به نام «کاس دولین» (فاکس) در گریز از چنگ پلیس و افراد تشکیلات رئیس خود به تالار نایتینگ هیل می رود و خود را یک شعبده باز بی کار جا می زند. اما صاب تالار، خواننده ی بازنشسته ی پاپ، «ترنر» (جاگر) که حدس زده «کاس» خلافکار است، سعی می کند «به ذهن او رسوخ کند».