همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
پاوان، یک مرد 18 ساله بریتانیایی-هندی که در مورد فرهنگ رقص از دهه 1970 خیال پردازی می کند، در حالی که تلاش می کند با واقعیت های زندگی خود دست و پنجه نرم کند، عاشق یک مدل جوان می شود...
یک نوازنده جوان ویولن، درگیر مبارزهای سخت برای یافتن هویت موسیقیایی خود است. فشارهای سنگین پدر پیانیستش و استعداد درخشان خودش، او را در موقعیتی دشوار قرار دادهاند.
یک زوج خوشبخت که به زودی ازدواج می کنند ، یک هفته قبل از عروسی برای کار از یکدیگر جدا می شوند و افراد جدیدی پیدا می کنند که آنها را وادار می کنند تا خواسته های خود را زیر سوال ببرند...
"جون هو"، جوانی کرهای است که به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و تنها 6 ماه دیگر از عمرش باقی مانده است. او در سفری به شانگهای، عاشق یک زن جوان چینی میشود. این عشق در حالی آغاز میشود که جون هو به دلیل بیماری خود، حقیقت را از زن چینی پنهان میکند.
وقتی مایک دی گروی، کاوشگر و فیلمساز اقیانوس به طور غیرمنتظره ای در یک تصادف جان خود را از دست می دهد، همسرش برای ساخت فیلم به اتاق تدوین باز می گردد...
گذشته و حال در زندگی یک توسعهدهنده تازه ثروتمند، یک عصبشناس جاهطلب که توسط اشتباهات دوران جنگ مانع شده است و یک زن جوان که بین مسیر عقل و احساس سرگردان است، برخورد میکند...
این فیلم داستان مردی جوان به نام توماس ریچاردسون را روایت میکند که به خانه خود بازگشته است و متوجه میشود که یکی از نزدیکانش توسط گروهی مرموز ربوده شده است. توماس تصمیم میگیرد تا به هر قیمتی که شده او را نجات دهد و به همین منظور به جزیرهای عجیب و غریب که این گروه در آن حضور دارند سفر میکند. اما همانطور که توماس در تلاش است به این گروه نزدیک شود ، رازهای ترسناکی را کشف میکند و این رازها بسیار تاریکتر از تصورات او هستند و…
فاطمه، زنی قوی ، سرپرست ماساژورهای یک حمام عمومی در الجزیره است. سال 1995 است و اوضاع در پایتخت متشنج است. روز پیش رو برای همه، و به خصوص برای فاطمه، پر جنب و جوش خواهد بود. او حتی در حالی که به محل کار خود می رود، شاهد یک حمله تروریستی است. در حمام، فاطمه باید احساس بهتری داشته باشد، اما جو آنجا سنگین و غم انگیز است. او در مورد آینده کشورش نگران است و از اینکه مشتریانش در مورد این موضوع صحبت نمی کنند، ناامید شده است...
وقتی یک نوجوان فراری توسط قاچاقچیان جنسی ربوده می شود، مادرش، قاضی تازه منصوب شده، باید قبل از اینکه او را به خارج از کشور بفرستند و به بردگی جنسی بفروشند، او را پیدا کرده و نجات دهد....