همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
نیک برای اجرای ویژه یک ساعته جدید خود با عنوان "TASTE IT" به تئاتر پارامونت باز میگردد. طرفداران سواردسون میتوانند از نگاههای جدید او به مشروبات الکلی، زنان و اسهال، به همراه داستانهای تازه، جوکهای جدید و یک تیشرت جدید لذت ببرند. نیک برگشته و مزه خوبی میدهد.
پس از یک حادثه نزدیک به مرگ، کریستین به شدت آسیب میبیند و ارتباطی ترسناک با دنیای ارواح پیدا میکند. حالا خانوادهاش سعی دارند او را از تسلط یک روح شیطانی آزاد کنند.
هانی پس از یک روز کار با یک رئیس مرد، به یک سمینار بیدمشک فمینیستی می پیوندد و 2 دوست پیدا می کند. آنها در روابط خود با مردان و غیره از یکدیگر حمایت می کنند...
آرون، یک مبارز سابق، عاشق جانا، یک مهاجر عجیبوغریب می شود . برادر جانا میخواست او را به یک مبارز تبدیل کند و برای این کار به او می گوید که او هم دیوانه است...
برنده 104 جایزه همچنین نامزد دریافت 22 جایزه دیگر.
هنگامی که یک مرد سالخورده پس از چندین دهه غیبت به خانه خانواده خود باز می گردد، ظهور معشوق دوران کودکی او باعث بازگشت به وقایع تغییر دهنده زندگی از دوران جوانی او می شود...
آنتون، پیانیست معروف، گم شده است. میهنئا، پلیسی که این پرونده را به دست می گیرد، به تدریج از سرنوشت آشفته هنرمند، روابط عجیب و غریب او و تصمیماتی که باعث چرخشی از رویدادهای غافلگیرکننده شده است، آگاه می شود...
جان و اَبی زوجی قدیمی هستند که تصمیم میگیرند از هم جدا شوند. اما زمانی که متوجه میشوند دخترشان قرار است ازدواج کند، تصمیم میگیرند به خاطر او از جدایی خود صرفنظر کنند. فرآیند برنامهریزی عروسی دخترشان، آنها را دوباره به هم نزدیک میکند و باعث میشود دوباره به یکدیگر علاقهمند شوند...
یک پزشک منزوی که در یک قلعه اتریشی زندگی می کند، در نزدیکی هفتادمین سالگرد تولدش توسط دوست خود از دوران کودکی غافلگیر می شود. دوستش خنده را به دیوارهای قلعه باز میگرداند، اما ...