همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
هنک تامپسون، بازیکن سابق بیسبال که از فرسودگی شغلی رنج میبرد، به شکلی ناگهانی و غیرمنتظره وارد نبردی خطرناک برای بقا در دنیای زیرزمینی و جنایتکارانه نیویورک در دهه ۱۹۹۰ میشود. او مجبور است در این دنیای خیانتآمیز و پرمخاطره که حتی تصورش را هم نمیکرد، راه خود را پیدا کند.
زمانی که «مری» در یک رسوایی عمومی گرفتار میشود و خانوادهاش با مشکلات مالی مواجه میشوند، اعضای خاندان در معرض خطر بیاعتبار شدن در جامعه قرار میگیرند. در این شرایط، خانواده «کراولی» مجبورند تغییر را بپذیرند و اداره «دانتون ابی» را به نسل جدید بسپارند تا آن را به سمت آیندهای متفاوت هدایت کنند.
زندگی «هنک»، معلم علوم، با سه رویداد مهم تغییر میکند: مواجهه مجدد با عشق دوران جوانیاش، احتمال اینکه یکی از دانشآموزان جدید دختر او باشد و همچنین مقابله با یک تهدید فضایی در شهر محل زندگیاش.
یک تصادف هولناک و سمی، وینستون، نظافتچیای که بیماری لاعلاج داشت را به یک تکامل جدید از قهرمان تبدیل میکند: انتقامجوی سمی. او حالا که یک طی نورانی و قدرت فوق بشری در دست دارد، باید برای نجات پسرش و متوقف کردن یک حاکم ستمگر و قدرتطلب که مصمم است از ابرقدرتهای سمی برای تقویت امپراتوری آلوده خود استفاده کند، با زمان مسابقه دهد.
در دل زمستانی سخت و طاقتفرسا، کشتیای غریب در سواحل روستای ماهیگیری ایسلند غرق میشود. زنی بیوه و تنها که در آن روستا زندگی میکند، ناگهان خود را در موقعیتی دشوار و انتخابی پیچیده میبیند. این زن قرن نوزدهمی، باید تصمیمی غیرممکن بگیرد.
دختر یک عروسکگردان ژاپنی، ناخواسته وارد دنیای جرم و جنایت میشود. این اتفاق زمانی میافتد که گروه نمایشی آنها با باند تبهکاری به سرکردگی شوگرمن و پسرش، لیتل شوگر، برخورد میکنند.
مَنتیس، یک آدمکش ماهر (آس)، پس از یک وقفه دوباره به صنعت قاتلین قراردادی برمیگردد و با دوست کارآموز خود، جهیی، و یک قاتل افسانهای بازنشسته به نام دوکگو، که اکنون سازمان را اداره میکند، روبرو میشود.
یک عاشقانهٔ تأثیرگذار و تقریباً آیندهنگرانه دربارهٔ دو دوست صمیمی که عشقی ناگفته نسبت به هم در دل دارند، حتی پس از آنکه یک آزمایش یکی از آنها را با جفت روحی فرضیاش همسانسازی میکند.
تیم پس از خودکشی برادرش شان، از مراسم تدفین او فیلم میگیرد و در این حین متوجه میشود که شان به شدت پیگیر یک افسانه اینترنتی درباره یک آزمایش سری و شکستخورده دولتی در زمینه کنترل ذهن بوده است.
ماوی، زنی که در آلمان بزرگ شده، بهطور ناگهانی از اصلونسب اشرافی خود در ترکیه باخبر میشود. با ورود به این دنیای جدید و پر از تجملات، هویت تازه او بر رابطهاش تأثیر میگذارد و آن را دستخوش چالشهایی جدی میکند.
یک بازیگر مشهور هالیوود، پس از یک رسوایی بزرگ، برای دوری از حواشی به یک کلبه دورافتاده پناه میبرد. اما این خلوت او طولی نمیکشد؛ زیرا ناگهان متوجه میشود کسی که زمانی به او اعتماد کامل داشته، به او خیانت کرده است. حال او باید برای نجات جان خود با این فرد مبارزه کند.
چارلز بلیکی، یک مرد آمریکایی آفریقاییتبار که در شهر سگ هاربر زندگی میکند، در یک وضعیت بغرنج گرفتار شده، شانس به او رو نکرده و در آستانه از دست دادن خانه اجدادی خود قرار دارد. در این میان، یک تاجر سفیدپوست عجیب و غریب با لهجه اروپایی به او پیشنهاد میدهد که زیرزمین خانهاش را برای تابستان اجاره کند.
پدری به همراه پسرش وارد یک مهمانی رِیو در دل کوههای جنوب مراکش میشوند. آنها به دنبال «مار» (Mar)، دختر و خواهر خانواده هستند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای شبانهروزی ناپدید شده است. در میان موسیقی الکترونیک و فضایی سرشار از آزادی ناآشنا، آنها عکس او را به طور مداوم به حاضران نشان میدهند. در حالی که امیدشان رو به افول است، تسلیم نمیشوند و به دنبال گروهی از شرکتکنندگان میروند که عازم آخرین مهمانی در بیابان هستند.
شاگرد قنادی که از تبدیل شدن شبانهاش به یک دیو وحشی خبر ندارد، زندگی آرامی دارد. خانوادهاش همسایهشان را مأمور میکنند تا مراقب او در شب باشد. اما همسایه که عاشق شخصیت روزانهی او شده، تلاش میکند تا نفرینش را باطل کند.
فومی، زنی میانسال، زندگی آرامی در کنار ساحل داره. او روزهاشو با کار در یه کارخانه محلی کوچک، معاشرت با پسر همسایه و شرکت تو گروه زندگی بدون الکل میگذرونه. یه شب، وقتی داره با ماشین به خونه برمیگرده، یه شهابسنگ ریز به ماشینش برخورد میکنه؛ اتفاقی که احتمالش یک به صد میلیونه. فومی اینو به فال نیک میگیره و تصمیم میگیره به فرصتهای تازه تو زندگیش، شاید حتی یه عشق جدید، روی خوش نشون بده.