همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
یک مددکار اجتماعی باردار در شهر نیویورک شروع به ایجاد احساسات عاشقانه نسبت به بهترین دوست خود میکند و تصمیم میگیرد که ترجیح میدهد فرزندش را با او بزرگ کند، تا جایی که باعث ناراحتی دوست پسر خود میشود.
جیک دختری 16 ساله است که مادرش او را ترک کرده است. او خواهر بزرگترش دارلین را در لس آنجلس پیدا می کند، اما دارلین او را دور می زند. همسایه دارلین، مارسی، به جیک رحم می کند و به او اجازه می دهد در آنجا بماند. وقتی جیک متوجه می شود که مارسی مدیر یک سالن ماساژ است، مارکی را متقاعد می کند که او را استخدام کند...
یک رئیس زندان که عادت بدی به کشتن فراریان دارد، دختران دوقلوی نوجوانی دارد که ادعا می کنند باردار هستند. دوستانشان با آنها ازدواج می کنند. تنها راه نجات شوهران از جهنم غارت قطار پول است...
یک دختر بچه، تجاوز بی رحمانه و کشته شدن مادرش به دست یک دلقک سیرک را مشاهده می کند. او اکنون بزرگ شده است و گروه سیرک دوباره به شهر بازگشته اند. این اتفاق باعث شده است کابوس های وحشتناکی به سراغ این دختر بیایند...
در ساحلی آفتابی، سگی به نام دلبر که عاشق آب بود، با دلفینی به نام آبی دوست شد. آنها هر روز با هم در آب بازی میکردند و غذا به اشتراک میگذاشتند. دوستی آنها زبانزد خاص و عام بود.