همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
پسربچهای که مادرش او را رها کرده است، با یک تبهکار فراری مواجه میشود که تصمیم میگیرد او را با خود همراه کند. مرد و کودک خیلی زود به یکدیگر علاقهمند میشوند و مانند پدری و پسری، رابطهای ناگسستنی پیدا میکنند.
داستان یک خانواده به ظاهر بینقص را روایت میکند. با ورود مشاور به زندگی این خانواده، محیط خانه به شدت سمی میشود و پدر را مجبور به ترک خانه میکند. این شرایط نامناسب، منجر به آزار و اذیت کودک و در نهایت فرار پسر ۱۲ سالهای از خانه میشود.
شاهزاده خانم مغرور کراسومیلا منزوی زندگی می کند، مشاورانش نقشه می کشند تا او را به یک فرد ضعیف شوهر دهند. شاه میروسلاو به عنوان یک باغبان تغییر قیافه می دهد تا غرور او را درمان کند. آنها از خشم مشاوران فرار می کنند. او هویت او را کشف می کند. آنها ازدواج می کنند و مشاوران اخراج می شوند.
یک زن کمالگرا که غرق در کار خود است، در یک شهر کوچک گرفتار میشود و پس از برقگرفتگی توسط چراغهای کریسمس، به طور غیرمنتظرهای در یک فیلم تعطیلاتی کلیشهای بازی میکند.
جولی شانزده ساله، علیرغم بیماری و هشدارهای پزشکان و خانوادهاش، تصمیم میگیرد که به رویاهایش پایبند باشد. او از عشقش باردار میشود و با پنهان کردن بارداریاش، تصمیم میگیرد که بچه را نگه دارد. جولی با این کار، به همه یادآوری میکند که زندگی کوتاه است و باید از لحظات آن به بهترین شکل ممکن استفاده کرد.
نامزد تیفانی عروسی را به هم میزند و تیفانی دلشکسته میشود. رقیب او در محل کار نیز از این فرصت استفاده کرده و تمام مراسمهای لغو شده را برای عروسی خود میگیرد.
در این مستند مردی را میبینیم که عشق و علاقه اش به گربهها، زندگی اش را برای همیشه دگرگون ساخته و بهترین دوست خود را در این موجودات دوستداشتنی یافته است.
لیا، صاحب یک فروشگاه محصولات ارگانیک، و جوناس، سرآشپز مشهور، برای پیشرفت در کارشان، مجبور به همکاری میشوند. آنها از تاثیر این همکاری بر روابط شخصیشان بیخبرند و باید بر غرورشان غلبه کنند تا بتوانند با هم کار کنند.
تریش مک تاویش و همکارش کارل والاس در شرکت لیموناد سانی دی تلاش می کنند تا قوانینی را که مانع از راه اندازی غرفه های لیموناد توسط کودکان می شود، تغییر دهند. هدف آنها از این کار، بهبود وجهه عمومی برند شرکت است، اما تریش به این مسئله علاقه ای ندارد.
خانواده پریرا پس از فوت مادرشان، بعد از مدتی دوری دوباره متحد میشوند. خواهر کوچکتر خانواده، بقیه را متقاعد میکند که در مراسم سوزاندن مادرشان شرکت کنند. تعطیلات آنها به بحث و جدل بر سر خاکسترهای مادرشان سپری میشود.
یک شیء باارزش خانوادگی که برای جشن کریسمس ضروری است، دزدیده میشود. خانواده برای پس گرفتن آن، باید با فردی که به شکل وسواسگونهای به بابانوئل علاقه دارد، مقابله کنند و هر کاری لازم باشد، انجام دهند.
نویسندهای برای دریافت جایزه ادبی از جانب رئیس خود به اسکاتلند اعزام میشود و به سرعت توسط شاعری دلربا و اسکاتلندی، با شخص دیگری اشتباه گرفته میشود. اکنون، او باید بین گفتن حقیقت و احتمال از دست دادن مرد ایدهآل خود، یکی را انتخاب کند.
مادری که برای اولین بار مادر شده، بعد از بیماری فرزندش، برای یافتن اهداکننده با موانع زیادی روبرو میشود و در نهایت به کلینیکی که فرزندش را باردار شده بود، برمیگردد.