همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
داستان فیلم از دیدگاه بنوا، پسر نوجوانی است که در فروشگاه و خانهدارکنی عمویش، آنتوان، کار میکند. آنتوان همچنین نقش بالشتکباف را هم ایفا میکند. در شب کریسمس، بنوا با آنتوان به خانهی خانواده پولین میرود تا جسد پسر بزرگشان را ببرند. اما در راه بازگشت، اتفاقات ناخوشایند و غمانگیزی رخ میدهد...
برنده 2 جایزه BAFTA Film Award همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
بروس پریچارد نویسندهای مشتاق است که تسلیم یک بیماری تحلیلبرنده میشود و از کمر به پایین فلج میگردد. او تصمیم میگیرد در خانهای مخصوص افراد دارای معلولیت زندگی کند. دیدگاه تاریک او زمانی بهبود مییابد که عاشق یکی از ساکنان مبتلا به فلج اطفال میشود.
داستان از این قرار است که مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی، کارگری را به خانهی روستاییاش دعوت میکند و به او میگوید که ارتقا یافته است. اما این ارتقا، تلهای است که مدیر برای کارگر پهن کرده است.
Save translation
این داستان خنده دار در مورد دو باند مافیایی متخاصم در شهر نیویورک است. باند ضعیفتر از یک شیر برای باج گیری از "مشتریان" باند مقابل استفاده می کند. پلیس موفق می شود یکی از باندها را متوقف کند، در حالی که دیگری بدون رئیس باقی می ماند...
در سال 1935، پس از چهل سال در یک زندان ویرجینیای غربی، سه محکوم آزاد شده میخواهند با استفاده از 25000 دلاری که در زندان به دست آوردهاند، یک تجارت قانونی راه بیندازند، اما یک نگهبان کلاهبردار زندان با بانکدار شهر قصد دارد از آنها کلاهبرداری کند...
ازدواج ناکارآمد چند پزشک ثروتمند ناراضی که در یک کلینیک خصوصی کار میکنند و همسرانشان که به طرق مختلف با ناراحتی خودشان دست و پنجه نرم میکنند، زمانی که یکی از آنها همسر خیانتکارش را میکشد، وارد حالت بحران میشود...
یک وکیل شکنجهگر که ظاهراً نابغه است، پس از کشتن همسر کسلکنندهاش و خلاص شدن از شر جسد، آدمربایی خود را جعل میکند و پول باج را نگه میدارد. شاید افبیآی فریب بخورد، اما کلمبو هرگز.
این داستان دربارهی اعتصاب کارگری در کارخانهی توالتسازی «دبلیو. سی. باگز» است. «ویک اسپانر» نمایندهی اتحادیه است که به سرعت و با کمترین دلیلی، کارگران را به اعتصاب فرامیخواند. در نهایت، همهی کارگران از او خسته میشوند. این داستان همچنین فرصت خوبی برای شوخیهای توالتمحور است...
هنری هشتم پس از ازدواج با ماری از نرماندی، مشتاق است ازدواج خود را به پایان برساند. متأسفانه، او همیشه سیر میخورد و از خوردن آن امتناع میکند. تصمیم به خلاص شدن از شر او - به روش معمول خود، هنری باید راهی برای انجام آن بدون تحریک جنگ با پسر عموی ماری، پادشاه فرانسه پیدا کند.
یک جوان خشمگین که در سال ۱۹۷۱ محاکمه میشود، یک طوفان سهمگین در یک محله فقیرنشین در سال ۱۹۳۳، یک خانواده متوسط رو به پایین در بحران قحطی سال ۱۹۴۳، گروهی از نوجوانان قاچاقچی در سال ۱۹۵۳ و سرانجام، جمعی از افراد طبقه متوسط در یک هتل مجلل در سال ۱۹۷۱؛ اینها تنها چند نمونه از صحنههایی هستند که میتوانند در یک داستان روایت شوند.