همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در یک پارک در یک غروب بارانی، یک دانشجوی 19 ساله به نام فومی، چتر را به دختر 10 ساله خیس به نام ساراسا می دهد. فومی با درک بی میلی او برای رفتن به خانه، به او اجازه می دهد در جای خود بماند و دو ماه آینده را در آرامش سپری کند. آنها دست یکدیگر را می گیرند و به نظر می رسد بالاخره جای خود را در جهان پیدا کرده اند تا زمانی که فومی به جرم آدم ربایی دستگیر می شود...
دوستی صمیمی بین دو پسر سیزده ساله به نام های لئو و رِمی به طور ناگهانی مختل می شود. لئو با تقلا برای درک آنچه اتفاق افتاده است به سوفی، مادر رمی نزدیک می شود. «نزدیک» فیلمی درباره دوستی و مسئولیت است...
دختر 19 ساله یونیونگ که در آرزوی تبدیل شدن به یک کارمند دولتی برای حمایت از مادر ناشنوای خود است، یک روز تصادف می کند و به عنوان یک قاتل شناخته می شود. در زندان زنان، جایی که او به جای نامش با شماره زندانش «2037» نامیده می شود، همبندانش در سلول 10 دور هم جمع می شوند تا به یون یانگ کمک کنند...
هنگامی که یک رزمی کار متهم به قتل می شود، او به دنبال پاسخی در مورد داستان مبدأ اسرارآمیز خود و دشمنان ناشناخته ای است که برای نابودی او تلاش می کنند...
یک مرد میانسال به نام چارلی سعی میکند با دختر ۱۷ سالهاش ارتباط برقرار کند. این دو پس از آنکه چارلی خانوادهاش را رها کرد، از هم جدا شدند. چارلی میخواهد رابطه خوبی با دخترش داشته باشد، دختر بدزبانی که به خاطر تلخیهای زندگیاش، حال و روز خوشی ندارد...
پس از از دست دادن شغل رویایی خود، رایلی با نیت مست می شود و صبح روز بعد آنها خود را متاهل می بینند. با قبول پیشنهاد نیت، آنها به تنسی سفر می کنند تا تجارت خانواده نیت را نجات دهند، اما...
3 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
"دني فلين"، مشت زن سي و دو ساله، پس از تحمل چهارده سال حبس به خاطر فعاليت در ارتش آزادي بخش ايرلند، از زندان آزاد مي شود و پس از بازگشت به خانه به ديدن "مگي"، محبوبه ي سابقش مي رود. او مي خواهد دوباره کار مشت زني را آغاز کند. اما اعضاي ارتش آزادي بخش، با اين کار مخالفت مي کنند...
دانشمند اسمیلا جاسپرسن (جولیا اورموند) فکر می کند همسایه جوانش قبل از اینکه بمیردتوسط یک بزرگسال تعقیب شده است ، اما پلیس چیز دیگری می گوید ، اسمیلا که دوران کودکی خود را در گرینلند گذراند، متوجه میشود که پدر پسر هنگام کار برای دکتر آندریاس تورک (ریچارد هریس) در گرینلند مرده است
«مارتین بلز» دانشجوی وکالت شغلی به عنوان نگهبان شب در یک سردخانه به دست میگیرد. «مارتین» متوجه سرنخهایی میشود که او را به عنوان مظنون قتلهایی سریالی معرفی میکند و…
مادلین کالیفرنیا، موزه ی تاریخ طبیعی. یکی از نگهبانان امنیتی اخراج شده ی موزه به نام «سام بیلی» (تراولتا)، تصادفاً به یکی از نگهبانان تیراندازی میکند و سپس گروهی از بچههای مدرسهای که برای بازدید موزه آمده اند، و هم چنین گزارش گر تلویزیونی، «ماکس براکت» (هافمن) را گروگان میگیرد. اما حالا «براکت» این ماجرا فرصتی می بیند تا وضعیت شغلی اش را احیا کند…
"مارتین" و "رودی" دو مرد جوان که مبتلا به بیماریهای مهلکی هستند در بیمارستان با هم آشنا می شوند.آنها مشکلات خود را کنار گذاشته و تصمیم می گیرند برای آخرین بار به دریا سفر کنند.آنها اولین خودروی گرانبهای خود را سرقت می کنند و...
پس از به قتل رسانده معشوق خواهر متاهلش، "یوسف" خواهرش را طوری مجروح می کند که او توانایی حرف زدن را از دست می دهد. پس از تحمل ده سال زندان او به دنبال خواهر لال خود می گردد که اکنون همسری دارد که او را مورد آزار و اذیت قرار می دهد. او به یک مسافرخانه رفته و با "بکیر" دوست می شود اما...
یوفی” و “پوفینگ” از هنگ کنگ به آرژانتین رفته و برای تعطیلات به سفری جاده ای می روند.همه چیز به خوبی پیش نرفته و دوستی آنها به پایان می رسد.”یوفی” شروع به کار در یک رستوران چینی می کند و با “چنگ” آشنا می شود و
"نیشی" پلیسی که همسرش مبتلا به سرطان خون است.یکی از همکارهای او حین ماموریت گلوله می خورد و مجبور می شود بقیه زندگی خود را روی ویلچر بنشیند."نیشی" خود را برای این اتفاق مقصر می داند و سعی می کند از هر راهی که می تواند به او کمک کند...