همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
دو نوجوان که از شرایط نامساعد زادگاهشان به تنگ آمدهاند، در یک مدرسه مدلینگ با یکدیگر آشنا میشوند. در این مدرسه، آرزوی داشتن زندگی بهتر باعث میشود دختران برای رسیدن به آن...
تامارا در شهری پرخشونت، به دنبال پسر گمشدهاش میگردد. او برای یافتن فرزندش، کارآگاه سابق و مشکوکی را استخدام میکند. با وجود اینکه روشهای این کارآگاه بیرحمانه است، اما تامارا با قاطعیت تصمیم دارد پسرش را به هر بهایی که شده، پیدا کند.
مدیا و خانوادهاش در مراسم عروسی شتابزده تیفانی در باهاما شرکت میکنند. تنشها بالا میگیرد؛ زیرا تیفانی به نامزدش، زاویر، شک میکند و مادرش نیز بهطور عجیبی رفتار میکند که سوءظنهایی را درباره مشروعیت این ازدواج برمیانگیزد.
در این کمدی پلیسی که بر محور همکاری دو پلیس میچرخد، یک بازپرس ویژه و متعهد ناچار میشود با کارآگاهی بیپروا که از درجهاش کاسته شده، همکار شود تا قاتلی را ردیابی کرده و دستگیر کنند.
رئیس یک زندان، زندانیان را برای ارتکاب جرائمی خاص به کار میگیرد. هدف از این جرائم، پرده برداشتن از فساد و بیعدالتی است که در نهایت منجر به یک دیدار غیرمنتظره برای خود رئیس زندان میشود.
نوجوانی متوجه میشود شبی که خواهرش ناپدید شد، او "بازی آسانسور" را انجام داده است. دیل با نادیده گرفتن بسیاری از هشدارهای آنلاین، تصمیم میگیرد او را دنبال کند و پیدا کند. اما...
زد و ادیسون، پس از گذراندن سال اول دانشگاه، در طول یک سفر تابستانی جادهای، با دو دنیای متخاصم سانیساید و شیدساید مواجه میشوند. در این سفر، آنها همچنین با دو گروه تازه از هیولاها آشنا میشوند.
در یک برنامه تلویزیونی محبوب دهه هفتاد میلادی، زنی جوان به نام شرل بردشو، مردی جذاب به نام رودنی آلکالا را به عنوان همسر آینده خود انتخاب میکند. اما او از این واقعیت بیخبر است که آلکالا در واقع یک قاتل سریالی خطرناک است.
لسیا، دختر نوجوانی، توسط مردی به ویلایی مخفی برده میشود که پدر فراریاش و همراهانش در آن پنهان شدهاند. در این ویلای مخفی، جنگی در میگیرد که مرگ و تعقیب و گریزی را به دنبال دارد. در جریان این اتفاقات پرهیجان، پیوند عاطفی لسیا با پدرش تقویت میشود.
پری، که مدیریت یک فروشگاه تشک را بر عهده دارد، نقشهای جسورانه برای جلب توجه دختری که به او علاقهمند است، طراحی میکند. اما این تلاشها زمانی به بیراهه میروند که صحنهسازی ربودن برادر آن دختر، ابعادی فراتر از تصور او پیدا میکند.
در غرب تگزاس، پسری که خواهرش توسط یک قاتل بیرحم به نام بیل گلوی ربوده شده، یک شکارچی جایزه بگیر سرسخت به نام رجینالد جونز را استخدام میکند تا رهبری گروهی از افراد طرد شده را برعهده بگیرد و به دنبال دختر گمشدهشان بگردند.
در یک روستای دورافتاده در جزیره کارپاتیا، یک دختر خجالتی طوری بزرگ میشود که از یک گونه جانوری گریزان به نام "اوچی" بترسد. اما وقتی او متوجه میشود که یک بچه "اوچی" زخمی جا مانده است، برای برگرداندن او به خانهاش فرار میکند و راهی یک سفر میشود.
یک کارمند سیا که در رمزگشایی خبره است، با تهدید به افشای اسرار سازمان، آنها را وادار میکند تا به او آموزشهای نظامی بدهند. هدف او، یافتن و نابودی گروهی تروریستی است که همسرش را به قتل رساندهاند.
پسر کوچکی، بعد از اینکه مادربزرگش یک داستان اسطورهای برایش تعریف میکند، با رویدادی ترسناک مواجه میشود. اما آنچه او نمیداند این است که حقیقت دیگری پشت این ماجراها نهفته است.
در دهه 1880 میلادی، در ایالت وایومینگ، پسری که پس از درگذشت پدر و مادرش مسئولیت نگهداری از خود و برادر کوچکترش را بر عهده داشت، پس از آنکه به جرم کشتن تصادفی یک دامدار بومی به چوبه دار محکوم شد، به همراه پدربزرگش که مدتها از او دور بوده، میگریزد.