همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
مردی که تمام عمرش را در انگلستان گذرانده بود، پس از به ارث بردن یک خانه قدیمی خشتی در روستای زادگاهش در اروپای شرقی، به آنجا برمیگردد. او در کمال تعجب متوجه میشود که اهالی روستا رازی تاریک درباره یک فرقه باستانی اسلاوی و گذشته خودش پنهان کردهاند.
میوکی به دهکدهای که تحت حکومت روگاهاست سفر میکند. هدف او، سوگواری برای سرپرست درگذشته این خانواده و انجام یک ماموریت مخفی است. در آنجا، با پدر کیتارو که به دنبال همسر گمشدهاش است روبرو میشود و با هم باید رازهای این خانواده را کشف کنند.
در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم، دیک دینامیت و گروه نامنظم کماندوییاش که وظیفه کشتن نازیها را بر عهده دارند، باید جلوی گروهی از دانشمندان دیوانه آلمانی را بگیرند که میخواهند مردم نیویورک را به زامبیهایی گوشتخوار تبدیل کنند.
این مستند، زندگی هنری و شخصی یک هنرمند را از جنبههای مختلفی به تصویر میکشد. با نمایش تصاویری بینظیر از کنسرتها و همچنین بخشهایی از زندگی شخصی او، این مستند به مخاطب فرصت میدهد تا به عمق دنیای هنری و زندگی این هنرمند نفوذ کند.
داستان فیلم درباره یک مکانیک است که درگیر یک نزاع بر سر مالکیت گاراژی میشود که از پدرش به ارث برده است. در این میان، او به طور اتفاقی به یک توطئه خطرناک پی میبرد. این فیلم اکشن پر از صحنههای هیجانانگیز و پیچشهای داستانی است.
استلا برای مراقبت از مادرش به زادگاهش برمیگردد. او که هنوز از ناپدید شدن پدرش رنج میبرد، ناگهان با او از طریق یک رادیو قدیمی تماس میگیرد. حالا استلا باید با استفاده از یک دستگاه خاص، در زمان سفر کند تا پدرش را به خانه بازگرداند.
گروهی از سربازان سابق، با پیادهروی در مسیر آپالاچی و حمل نمادین نام همرزمانشان، به همرزمی کمک میکنند تا بر مشکلات روحی غلبه کند و از خودکشی جلوگیری کند.
مادری برای درمان دختر اوتیسمیاش به خانه قدیمیشان میرود. درمان موفق به نظر میرسد، اما دختر با موجودات شیطانی ارتباط برقرار میکند که به دنبال انتقام از پدر خانواده هستند.
سال ۱۹۶۰، الی و پنی با چالش بزرگی روبرو میشوند: پذیرایی از پدر بدخلق الی. حضور پدربزرگ عبوس در خانه، تعطیلات آنها را به هم میریزد و آنها را مجبور میکند تا با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم کنند. در همین حین، آنها باید برای پروژه مدرسهای پسرشان، یک کپسول زمان با موضوع کریسمس بسازند.
سم، دانشجوی سال اول کالج است که از نظر عاطفی بسیار درونگرا است و دوران سختی را میگذراند. اما وقتی یک فاجعه رخ میدهد، او یاد میگیرد که به وضوح احساسات خود را بیان کند.