همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
به دنیای «باور» (و در عین حال «دروغ») خوش آمدید. آکه که برای پرداخت هزینههای درمان پدر به شدت بیمارش به پول احتیاج دارد، طلسم مقدسی را که از پدرش به ارث برده، نزد کارشناس برجسته، سنگ پارادایس، میبرد تا ارزش آن را تعیین کند...
داستان در یک دهکده ماهیگیری به نام جالاریپتا اتفاق میافتد. این داستان پرپیچ و خم و هیجانانگیز، درباره یک راننده خوشگذران است که برای یک مرد ثروتمند و خودشیفته با نفوذ زیاد کار میکند. وقتی هر دوی آنها به یک زن علاقهمند میشوند، درگیریهایی بینشان به وجود میآید.
خانواده ویجی توسط یک فرد مهاجم نقابدار ربوده میشود. او مجبور میشود که رقیبان آدمربا را به عنوان بخشی از یک نقشه انتقام پیچیده، ترور کند. در همین حین که ویجی از دستورات او پیروی میکند، هویت و انگیزههای آدمربا را کشف میکند.
یک نویسنده و محقق شکاک که وظیفهاش رد ادعاهای ماوراء طبیعی است، درگیر پروندهای میشود که نه تنها باورهای منطقیاش، بلکه تمام جهانبینی علمی او را زیر سؤال میبرد.
جانی برای کمک به پدرخواندهاش راهی یک ماموریت میشود و به طور ناخواسته با پدر واقعیاش، پرکاش، روبرو میشود. پرکاش سالها پیش مجبور به رها کردن او شده بود، اما اکنون به دنبال آشتی است.
تَنوی راینا، که زنی مبتلا به اوتیسم است، متوجه میشود پدر فقیدش که در ارتش هند خدمت میکرده، رؤیایی داشته است؛ او میخواسته پرچم را در یخچال طبیعی سیاچن برافراشته کند. با وجود محدودیتهایی که برای افراد دارای اوتیسم در خدمات نظامی وجود دارد، تَنوی تصمیم میگیرد این مأموریت را به سرانجام برساند.
منطقه «جافنای کوچک» در پاریس، قلب یک جامعه پر جنب و جوش تامیلی است. مایکل، یک افسر پلیس جوان، مامور میشود تا به یک گروه تبهکار نفوذ کند. این گروه به باجگیری و پولشویی برای شورشیان جداییطلب سریلانکا شهرت دارد. اما هرچه مایکل بیشتر در دل این سازمان نفوذ میکند، وفاداری او در برابر یکی از پنهانترین و قدرتمندترین باندهای پاریس مورد آزمایش قرار میگیرد.
خواهر لوسی، که راهبهای فداکار است، بعد از گذشت ۲۰ سال زندگی در صومعه، تصمیم به فرار میگیرد تا عشق دوران جوانی خود را پیدا کند. این تصمیم، شروع یک ماجراجویی بینظیر برای اوست.
مربی مغرور بسکتبالی که به دلیل رانندگی در حالت مستی (DUI) محکوم شده، برای انجام خدمات اجتماعی باید به بزرگسالان دارای تفاوتهای عصبی (Neurodivergent) آموزش دهد. پیشداوری اولیه او رفتهرفته از بین میرود، زیرا بازیکنانش دیدگاهی تازه به زندگی به او نشان میدهند.
این داستان زندگی سوپراستار، دیوید پادیکال، را دنبال میکند. دیوید بازیگر خوبی است، اما در نقطهای از زندگیاش مجبور میشود به درون خود نگاه کند تا شخصیت واقعیاش را پیدا کند و از ظاهر یک ستاره فراتر برود.
دو راننده کامیون حمل پول در یک ماموریت عادی، مورد حمله جنایتکاران قرار میگیرند که اهدافشان فراتر از دزدیدن پول است و این اتفاق به یک تعقیب و گریز مرگبار منجر میشود.
یان که از وضعیت شغلی خود ناراضی است، با شنیدن این که شرکت "لو روتار" برای سفر به کارمندانش پول میدهد، تصمیم میگیرد در آنجا مشغول به کار شود. او با موفقیت یک سفر آزمایشی به مراکش را آغاز میکند، اما به زودی متوجه دشواریهای کار میشود. در این سفر، آشنایی او با راهنمای گردشگری به نام سوفیا، باعث میشود ناخواسته وارد یک باند قاچاق آثار هنری به سرکردگی دکتر شارو شود و ماجراهایی غیرمنتظره برایش رقم بخورد.
ماهی، یک عکاس هندی مقیم خارج، به مانالی سفر میکند. او با یک معلم به نام آنگاد آشنا میشود و پس از یک شب پرشور، خود را گرفتار در موقعیتی خطرناک مییابد.
دورا، دیهگو و دوستان جدیدشان دل به جنگل خطرناک آمازون میزنند و در رقابتی تنگاتنگ میکوشند تا گنج افسانهای سول دورادو (خورشید طلایی) را قبل از اینکه نیروهای شرور قدرت عظیم آن را به دست آورند، کشف کنند.
سی و هشتمین دوره مسابقات سالانه سامراسلم قرار است در روزهای ۲ و ۳ اوت ۲۰۲۵ (مصادف با ۱۱ و ۱۲ مرداد ۱۴۰۴) به مدت دو شب در ورزشگاه متلایف در شهر ایست رادرفورد، ایالت نیوجرسی برگزار شود.
کوتی، یک مرد ناشنوا و لال با شخصیتی پرشور و عدالتخواه است. زمانی که او در یک آسایشگاه ویژه برای افراد کمبرخوردار مشغول به کار میشود، به دنبال برقراری عدالت است. این تلاشها او را به دردسر میاندازد، تا جایی که با قانون درگیر میشود و همین امر باعث تیره شدن رابطهاش با خواهرش، دوی میشود.
یک کمدی-درام موقعیتی به زبان پنجابی است که حول محور "هارجیت"، یک کارگزار بیمه ناموفق، و مشاجرات بیپایانش با همسرش "پارم" میچرخد. روال روزانه آنها پر از کنایههای طنز، زخمزبانهای نیشدار، و هرجومرجِ قابل درک یک زوج متأهل طبقه متوسط است.