همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
راهبی که به بدنساز تبدیل شده و موهبت دیدن سرنوشت مردم را دارد، با یک مأمور زن پلیس رفیق میشود و از موهبت خود برای تغییر نیروی کارما و سرنوشت او استفاده میکند...
موجودی نیمه کوسه ای ، اختاپوس نیمه که برای ارتش ایجاد شده است ، وحشت زیادی را در مکزیک ایجاد می کند در حالی که دانشمندی که به ایجاد آن کمک کرده سعی در ضبط / کشتن آن دارد...
در طول جنگ داخلی دوم آمریکا در سال 2017، بارب وایر صاحب یک کلوپ شبانه به نام Hammerhead است. همه چیز زمانی پیچیده می شود که معشوق سابق او اکسل هود، که با کورینا دوونشایر فراری ازدواج کرده است، دوباره وارد زندگی او می شود...
مارکو، در سیوچند سالگیاش، کمی گمگشته و در فکر سر و سامان یافتن است. او یک عکاس جنگ پیشین بوده و دیگر تمایلی به گزارش از تنشها ندارد و به جهان کارگران بنادق بلند علاقهمند است...
اکاترینا، معلم دینی دبیرستان و همسر کشیش شهر، با یولیو، دانش آموز 16 ساله ای با گذشته ای آشفته درگیر می شود. اکاترینا سعی می کند او را تحت کنترل خود نگه دارد، اما در این روند حس کنترل خود را از دست می دهد...
به امید ترمیم ازدواج مشکلدار، زوجی به کلبهای دورافتاده در کوهستان سفر میکنند تا مشکلاتشان را حل کنند؛ اما یک مشکل غیرمنتظره، دیوانهای که سعی میکند آنها را بکشد، سر راهشان قرار میگیرد...
خانواده سیمپسون که ظاهراً زندگی ایدهآلی دارند، برای جشن شکرگزاری دور هم جمع میشوند؛ اما با ظاهر شدن گروهی قاتل، مشاجرات همیشگی آنها به فراموشی سپرده میشود.
دو زن خود را بین مرگ و زندگی در دام یک ماشین تاریک و مرموز می بینند. همانطور که آنها برای فرار جستجو می کنند، باید با لورس ها مبارزه کنند، نژادی از موجودات که مصمم هستند آنها را تا شب زندانی کنند...
زندگی آرام و تکراری تاجری به نام "چارلز دریگز" پس از آشنایی با "لولو" زنی جذاب و زیبا تغییر می کنند. وقتی "چارلز" می پذیرد او را تا محل کارش همراهی کند، "لولو" پیشنهاد می کند که به خارج شهر رفته و همه چیز را فراموش کنند و...