همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
در اواخر دهه 1800 انگلستان ، جود قصد دارد به شهر برود و در دانشگاه شرکت کند اما زود ازدواج می کند و سنگ تراش می شود. با ترک همسرش ، وی به شهر نقل مکان می کند ، در آنجا با پسر عموی لیبرال خود سو دوست می شود...
یک فروشنده در خانه ای در بخشی شوم از حومه پاریس است. او مونا ، نوجوانی را ملاقات می کند که توسط عمه خودش روسپی شده است. فرانک دوست دارد زندگی خود را تغییر دهد و همچنین مونا را از دست عمه خود نجات دهد. قتل تنها راه حلی است که او برای رسیدن به هدفش پیدا می کند...
دونی در دوران نوجوانی پسری به نام تاد به دنیا آورد و او را تا هجدهمین سالگرد تولد تاد به عنوان یک والد تنها بزرگ کرد. اکنون دانی پس از سالها دوری ، درست قبل از عروسی تاد دوباره روی زمین می رود و دنیای داماد آینده را به هم می زند...
یک تفنگدار دریایی پس از گذراندن سه دوره در عراق به لوئیزیانا سفر می کند و به دنبال زن ناشناسی می رود که فکر می کند جذابیت خوش شانسی او در طول جنگ بوده است.
آلن موسیقی دانی است که بعد از نزاعی جدی با گروه موسیقی که راهی نیویورک بودند، آنها را ترک می کند و به تور موسیقی جدیدی می پیوندد. او سعی دارد که متمرکز بماند و هرچیزی را که باعث حواس پرتی یا مزاحمتش می شود از خود دور کند، که علاقه و اشتیاقش به دوست دختر بهترین دوستش نیز شامل این موضوع می شود...
در سال 1946 مهندس سابق نیروی دریایی "استیو مارتین" با رویای ساخت بستری امن برای حفاری نفت به لوئیزیانا می رود. او که از طرف یک شرکت بزرگ نفتی حمایت مالی می شود به همراه دوستش "جانی"مشغول کار شده اند اما...
جسد یک دختر مدرسه ای در چمن زاری کشف شده بود. قاتل این دختر هیچ گاه پیدا نشد. اکنون چندین سال از این ماجرا گذشته است. مردی جوان به نام استفانو به این جزیره بازگشته و با برادرش، کشیش محلی، تجدید دیدار می کند...
ساباتا، استاد تنفگدار وارد شهر هابسونویل می شود. آنجا توسط شخصی بنام مکنتاک اداره می شود که از شهروندان مالیات می گیرد تا آیندهی شهر را بسازد. اما شاید او قصد فریب دادن مردم را دارد و کار دیگری با پول ها میکند…