در پی آشوب در سئول توسط یک شبکه شیطانپرست، پلیس از گروه ماورایی «شب مقدس» برای مبارزه با شر و برقراری نظم کمک میخواهد.
میمی، نوجوان یتیم با پاهایی که شکل طبیعی ندارند، در یک پیتزافروشی واقع در ناپل مشغول به کار است. در یک روز تقدیرساز، او با کارمیلا، دختری جوان که خود را از نسل کنت دراکولا میپندارد، آشنا میشود. این دو تصمیم میگیرند که با یکدیگر از محیط اجتماعی خود جدا شوند.
در نبرد مویه، جیانگ زیا سپاهیان خود را هدایت کرد و موفق شد از تنگه دفاعی عبور کند. شن گونگبائو و تونگتیان جیائوزهو با ادغام نیروهایشان، آرایش کشتار ایزدی را به وجود آوردند تا سلسله ژو و خدایانی را که با آنها مخالف بودند، از میان بردارند. یانگ جیان، نژا و دیگران نهایت کوشش خود را برای دفاع در برابر آنان به کار بستند و در نهایت شن گونگبائو را شکست دادند.
مایکل، که به شاهزاده مواد مخدر شهرت دارد، و فردی به نام عقرب، در حال غصب کردن مناطق تحت نفوذ خلافکارهای قدیمی هستند. در این میان، آشفتگی و کشمکش بین این گروههای تبهکار، سه فرد گمنام را که برای بقا دست و پنجه نرم میکنند، درگیر خود میسازد. با گذر زمان و تغییر نسلها، هرگز نمیتوان پیشبینی کرد که چه کسی قربانی واقعیتهای تلخ این دنیای جنایتکارانه خواهد شد.
سه بازیگر بداهه که برای کمک به عملیات پلیس استخدام شدهاند، به دلیل عادت به پذیرش بیچونوچرا، ناخواسته وارد دنیای تبهکاران لندن میشوند.
دانشجوی پرستاریِ مراقبتهای تسکینی با آسیب روحی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند که زندگی و کار او را تحتالشعاع قرار داده است.
هنگامی که جوانی مبتلا به بیماری روانی گمان میبرد شاهد یک ربایش بوده است و پلیس سخنان او را باور نمیکند، از سر ناچاری به همسایهاش که نگهبان بازنشسته و دلگیری است، روی میآورد تا در یافتن زن مفقود شده یاریاش کند.
یک شکارچی جوان که از قبیله خود رانده شده است، در مسیر جستجو برای یافتن سرسختترین دشمن، همپیمانی دور از انتظار مییابد.
ژاژا کوردا، بازرگان ثروتمند، تنها دخترش را که یک راهبه است، به عنوان تنها وارث املاکش تعیین میکند. کوردا که در آستانه آغاز سرمایهگذاری جدیدی است، به همراه دخترش به زودی هدف دسیسهچینی سرمایهداران جاهطلب، تروریستهای خارجی و آدمکشهای مصمم قرار میگیرند.
نویسندهای در حال طلاق با یک قاتل زنجیرهای بازنشسته دوست میشود که روزها مشاور ازدواج او و شبها مشاور نگارش کتابش درباره قتل میگردد.